گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٩٠ - کسِی که دنبال حق است مبنا را امام علِیه السّلام قرار مِیدهد
ما وقتِی که خدمت علِی بن موسِی الرضا برسِیم، حداقل دفعه اول عتبه را باِید ببوسِیم و دفعات بعد دربها را ببوسِیم، هر کسِی هم مِیخواهد نگاه کند، بکند.
اشکالِی که من بر حاج شِیخ عباس قوچانِی کردم، همِین مسأله بود.
وقتِی که آقا تعرِیف مِیکردند که ِیکِی از بزرگان تهران، از اعِیان و معارِیف تهران، به نجف آمد. از دوستان آقا بود، ولِی اِین اواخر دور افتاده بود. پِیرمرد خِیلِی نورانِی، مرد محترمِی هست و از اعِیان طهران است. وقتِی که آمد در نجف، حرم أمِیرالمؤمنِین علِیه السّلام را داشتند گچ مِیکردند. اِین آقا، چون از آشِیخ عباس، دستور مِیگرفت، از او پرسِید که من دلم مِیخواهد که ِیک روز در حرم کار کنم، لباس را در بِیاورم مثل عملهها، شروع به کار کردن. آشِیخ عباس قوچانِی به اِیشان مِیگوِیند که: شما اِین کار را نکنِید و همان نِیّت شما براِی شما کافِی است و مأجور هستِید، شما به جاِی اِین عمل، بِیاِیِید با هم ِیک سفر؛ پِیاده به کربلا بروِیم ـ او ِیکِی از سه نفرِی بود که با آقا، از نجف آمدند، ِیکِی از آنها؛ همِین آقا بود – مِیگفتند چون شما از اعِیان هستِید. اگر افرادِی شما را ببِینند اِین کار براِی خود شما خوب نِیست خلاصه براِی موقعِیّتتان و ِیا اِینکه نقل کنند که شما حرم را تعمِیر مِیکردِید در نفس شما چِیزِی پِیدا بشود. خلاصه آشِیخ عباس مِیگفت خلاصه مفسدهاش براِی نفس شما بِیشتر از مصلحتش است. آقا که اِین قضِیه را نقل مِیکردند ـ خصوصِی جاِیِی بودِیم ـ گفتم: آقا من به حرف اِیشان اعتراض دارم! انسان، نزد صاحب ولاِیت، هِیچ چِیز را نباِید ملاحظه داشته باشد. فقط و فقط آن باِید ملاک باشد و آن بالاتر از هر چِیز باشد. اِیشان خندِیدند و گفتند حالا ما کارِی ندارِیم. در هر صورت آشِیخ عباس استاد ما نبود، و استاد مرحوم آقا بود و تأدّباً نخواستند [به آشِیخ عباس اشکال کنند].
حالا اِینکه امروزِیها آمدهاند و فقههاِیِی درست کردهاند و هر کسِی نغمهاِی در اِین طنبور مِیدمد گر چه اِین، خلاف است و واقعاً خلاف شرع است و اِین، موجب تأسف است که اذهان مردم را متوجه مِیکنند و راه مردم را منحرف مِیکنند