گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٠ - عصمت بسِیارِی از انبِیاء عصمت در مرتبۀ سرّ نبوده است
ِیا نرسِیده است ِیا اِینکه بعضِیها رسِیدهاند ِیا نه؟ تا چه رسد به فناء در ذات!.
حضرت داود و سلِیمان، در خِیلِی از مسائل هنوز گِیر داشتند. حضرت داود در همِین مکاشفات ظاهرِی و برزخِی گِیر داشت. مقام عصمتِی را که براِی انبِیاء مِیگوئِیم مقام عصمتِ سّر نِیست، مقام عصمت در وحِی و عصمت در تلقِّی و ابلاغ است و مقام ظاهر و افعال است. بله، حضرت داود نمِیتواند در قضاوت کردن براِی مردم اشتباه کند، چون اِین، موجب اشکال مِیشود. فرض کنِید که شما از ِیک پِیغمبر ِیک قضاوت اشتباه دِیده باشِید، دِیگر کارش تمام است و اِین پِیامبر از حجِیّت ساقط است. پِیغمبر، آن پِیغمبرِی است که از نقطۀ ظاهر، اشتباه در کارش نباشد. لذا در صلح حدِیبِیّه قرآن کرِیم مِیفرماِید: (لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا)[١] عمر؛ به پِیغمبر، گفت: ِیا رسول الله! مگر شما به ما نگفتِید که ما به مکه مِیآئِیم؟ حضرت فرمودند: آِیا امسال را گفتم؟ توجه کنِید! امسال را که نگفتم. گفتم شما بالأخره به مکه مِیآئِید. اِین رؤِیائِی را هم که من دِیدم درست است و اتفاقاً اِین رؤِیا، باِید در اِین زمان درآِید. اِینها همه امتحانات است. ِیک وقت پِیغمبر مِیگوِید: امسال مکّه را فتح مِیکنِیم! بروِیم به سمت مکّه! و ِیا أمِیرالمؤمنِین علِیه السّلام مِیفرماِیند: بروِیم به جنگ معاوِیه، حالا که به جنگ معاوِیه مِیروِیم آِیا معاوِیه را هم از بِین مِیبرِیم ِیا نه؟ حضرت مِیگوِید: ما باِید وظِیفۀ خودمان را انجام بدهِیم و بروِیم. ولِی در جنگ جمل و نهروان مِیگوِید: از بِین مِیبرِیم، آنجا مِیگوِیند از بِین مِیبرِیم. اِینجا قشنگ تعداد را مِیگوِید که نُه نفر از ما بِیشتر کشته نمِیشود و نُه نفر از آنها بِیشتر زنده نمِیماند. ولِی آنجا نمِیگوِید که معاوِیه را از بِین مِیبرِیم. شما در ِیک جمله از أمِیرالمؤمنِین علِیه السّلام دِیدهاِید که بفرماِیند مِیروِیم و مِیزنِیم و پدر معاوِیه را هم در
[١] ـ الفتح (٤٨) آِیۀ ٢٧.