گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣١ - عصمت بسِیارِی از انبِیاء عصمت در مرتبۀ سرّ نبوده است
مِیآورِیم و سرش را مِیبرِیم و بالاِی دار مِیکنِیم، نه! اصلاً اِین حرفها نِیست.
و ِیا پِیامبر راجع به مکه، بگوِیند امسال مِیآئِیم و فتح مِیکنِیم و حرکت به سمت مکه مِیکنِیم، خواب هم دِیدند و (صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ).[١] حرکت مِیکند آنجا که مِیرسند صلح مِیکنند خود پِیغمبر هم مِیداند. ِیا اصلاً ما مِیگوئِیم پِیغمبر نمِیداند، اصلاً ما بالاتر از اِین را مِیگوئِیم که الآن در افق ذهنش مِیبِیند که خطاب آمده است که به سمت مکّه حرکت کن، امّا خطاب اِینکه برو و مکّه را فتح بکن، نِیامده است. و خطابِ اِینکه فتح مِیکنِی اصلاً نِیامده است. اگر اِین خطاب آمده باشد، آن هم مِیگوِید که اِین قضِیّه هست. قشنگ در جنگ موته، آن لشگرِیان آنجا جنگ مِیکنند و پِیغمبر هم در مدِینه نشستهاند و ِیکِی ِیکِی خبر مِیدهند.
”در اِینجاست که خدا هم براِی اِینکه توحِید خودش را برساند، گاهِی از اوقات ِیک مسائلِی را به وجود مِیآورد تا به مردم بگوِید که خود اِین پِیغمبر هم در مقابل من، هِیچ است.“
به پِیغمبرش هم که نگاه مِیکنِید، نباِید نگاه استقلالِی به اِین پِیغمبر داشته باشِید. بخواهِید نگاه استقلالِی کنِید اِین پِیامبر هم مثل تو هِیچ نمِیداند ابداً. پِیامبر به آنها گفت که فردا بِیائِید؛ جوابش را به شما مِیگوِیم لذا وحِی براِی او چهل روز قطع شد که چرا گفتِی فردا بِیا. مقام غِیرت خدا و مقام وحدانِیّت خدا و مقام عزّت خدا، دو؛ بَر نمِیدارد و دو، قبول نمِیکند.
|
تا بود باقِی بقاِیاِی وجود |
کِی شود صاف از کدر جام شهود |
اِین شعر از جامِی است، ِیعنِی بقاِیاِی وجود است که کدورت را همِینطور به وجود مِیآورد، اِین کدورت مال بقاِیاِی وجود است. آنجا، عالم، عالمِ حقِیقت محض است و آنجا عالم، عالمِ اطلاق محض است. اگر در آنجا، به اندازۀ ِیک مِیلِیاردم از
[١]ـ سوره الفتح (٤٨) آِیه ٢٧.