گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٥٦ - توضِیحِی پِیرامون قِید علِی حسب الطاقة البشرِیة در تعرِیف حکمت
معناِیش اِین است که کنهِ وجود، در عالم خفاست. اِین مسائل از روِی براهِین است ولِی مطالب، راجع به مراتب تجرّد که شامل مرتبۀ صورت و بعد مرتبۀ بِین صورت و معنا، بعد مرتبۀ معنا و بعد مرتبهاِی که حتِی معنا هم وجود ندارد در کتابِی بِیان نشده است. اِین قضِیه مربوط به شهود مِیشود ِیعنِی شهودِ دِیگران، وسِیله شده است تا اِین که حکماء بتوانند بر اساس آن، برهان قرار دهند. اما خِیلِی بعِید است که از مقدمات و مطالب بدِیهِیّه و اولِیّه بتواند چنِین مطالبِی براِی انسان حاصل شود. لذا اِیشان «علِی حسب الطاقة البشرِیة» را، از اِین باب، ذکر کردهاند که براِی رسِیدن به حقِیقت هستِی و براِی کسِی که همِیشه در مقام معلولِیّت مادون وجود مطلق، قرار دارد طاقت انسانِی چنِین اجازهاِی به او نمِیدهد مگر براِیش مسائلِی از قبِیل کشف حجاب و أمثالها پِیش آِید، اِین حکمت مِیشود. حال اگر ما حکمت را به معناِی حقِیقِی خودش که انکشاف باطن و شهود باطن است بگِیرِیم دِیگر علِی حسب الطاقة البشرِیة، برداشته مِیشود. چون دِیگر مقام، مقام شهود است و در حکمت عملِی از آن بحث مِیشود. ولِی «علِی حسب الطاقة البشرِیة» در حکمت نظرِی بحث مِیشود. چون واقعاً رسِیدن به حقِیقت هستِی، علِی ما هِی علِیه، هست ِیا نِیست؟ اگر هست، واقعِیت مِیباشد و اگر نِیست پس باِید علِی ما هِی علِیه را، بردارِیم. آن موقع «علِی حسب الطاقة البشرِیة» درست مِیشود، ِیعنِی انسان از نقطه نظر تجلِیّات اسمائِی و صفاتِی پروردگار، مراتبِی از مراتب وجود را ادراک کند و لازم نِیست تمام حقِیقت وجود را ادراک کند که از بابِ «علِی حسب الطاقة البشرِیة» باشد، مثلاً مِیگوِیند: «هر چقدر پول بدهِید همان قدر آش مِیگِیرِید.» هر قدر زحمت بکشِید و کشف حجاب بشود به همان مقدار از حقِیقت عالم هستِی چهره برداشته مِیشود. شما مِیتوانِید بگوئِید که حقاِیق مختلف است، چون لازم نِیست هر کسِی به همۀ آن حقاِیق برسد. پِیغمبر هم به همۀ آنها نمِیرسد.