گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣١٧
علِیه السّلام نوشته شده، خالِی از لطف بوده، و چه بسا نگاه گزِینشِی و سلِیقهاِی به برخِی از فقرات اِین دستورالعمل زندگِی و اکسِیر سعادت نمودهاند، لذا اِیشان ردّ و اِیرادها و نقض و ابرامهائِی نِیز پِیرامون اِین شروح بِیان فرمودهاند.
باشد تا کلام امام علِیه السّلام به همان شکل و سِیاقِی که از زبان آن حضرت تراوش نموده است، بدون ابراز هِیچگونه سلِیقه شخصِی، به فطرتهاِی پاک و شِیفتهگان کمال اهداء گردد.
شِیخ نجم الدِّین در ِیکجا گوِید: «جبرئِیل و مِیکائِیل سپِید بازان شکارگاه ملکوت بودند، صِید مرغانِ تقدِیس و تنزِیه کردندى؛ که وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ. چون کار شکار به صفات جمال و جلال صمدِیّت رسِید، پر و بال فرو گذاشتند و دست از صِید و صِیّادى بداشتند؛ که لَوْ دَنَوْتُ أَنْمُلَةً لَاحْتَرَقْتُ! بِیت:
|
مرغ کآنجا پرِید پر بنهاد |
دِیو کآنجا رسِید سر بنهاد |
با اِیشان گفتند: ما صِیّادى را در شکارگاه ازل به دام «ِیحِبُّهُمْ» صِید کردهاِیم، بدِین دامگاه خواهِیم آورد: إِنِّى جَاعِلٌ فِى الارْضِ خَلِِیفَةً، تا با شما نماِید که صِیّادى چون کنند! بِیت:
|
در بحر عمِیق غوطه خواهم خوردن |
ِیا غرقه شدن ِیا گهرى آوردن |
|
|
کار تو مخاطره ست خواهم کردن |
ِیا سرخ کنم روى ز تو ِیا گردن |
جمله گفتند: اگر اِین صِیّاد، به صِیّادى بر ما مسابقت نماِید و در اِین مِیدان گوىِ دعوى به چوگان معنى برباِید و کارى کند که ما ندانِیم کرد و شکارى کند که ما نتوانِیم کرد، جمله کمر خدمت او بر مِیان جان بندِیم و سجود او را به دل و جان خرسندِیم.»٥ تا آخر مطالب نفِیسه او.
١. مرصاد العباد، طبع بنگاه ترجمه و نشر کتاب، شماره ٣٨٩، صفحات ١٢٠ و ١٢١، ١٨٤، ٣٧٨، ٣٨١
٢. رساله عشق و عقل، طبع بنگاه ترجمه و نشر کتاب، شماره ٢٥٨، ص ١١٨
٣. در بحار الانوار، طبع حروفى، ج ١٨، ص ٣٨٢، به نقل از «مناقب» اِین رواِیت را آورده است.
٤. کلِّیّات سعدى، محمّد على فروغى.
٥. مرصاد العباد، ص ٣٨١ و ٣٨٢