گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٩٢ - استناد صدرالمتألّهِین به آِیات و رواِیاتِی در باب حکمت نظرِی و عملِی
هم بخوانِید که اصلاً هِیچ ربطِی به دنِیا و به دنِیائِیات و امثال ذلک ندارد، ولِی همِین تدرّس و تعلّم فلسفه مِیتواند حجابِی بشود که شما نتوانِید زِیر بار حق بروِید اِین براِی شما اظلم العوالم و حجاب ظلمانِی مِیشود، حجابِی که نفس را در محدودۀ نفسانِیّات ومشتهِیّات خودش متوقف کرده است.“
اما اگر کسِی در عوالم بالاتر سِیر کرده و از مدارج نفس گذشته است ولِی به مقام اطلاق نرسِیده است و در اِین سِیرش مطالب بسِیارِی کشف کرده است امّا به هر حال، ِیک سرِی موانعِی در راهش هست که به مقام اطلاق برسد آن دِیگر در اظلم العوالم نِیست، بلکه او در همان عوالم نورانِی است. منتهِی خود آن حجابها براِی خودش ِیک حساب و کتابهاِی دِیگرِی دارد. پس تمام امورِی که در حِیطۀ عالم طبع است چنانچه مانع و حصار باشند و لو در فلسفه و حکمت و عرفان باشد، ِیعنِی هر چه در محدودۀ نفس باشد، اِین از اظلم العوالم است.
استناد صدرالمتألّهِین به آِیات و رواِیاتِی در باب حکمت نظرِی و عملِی
و الِی هذا الفن اشار بقوله علِیه السّلام که فرمودند: تخلقوا بأخلاق الله... «که عبارت است از حکمت عملِی که موجب مِیشود اخلاق و ملکات انسان به اخلاق الله تشبّه پِیدا کند» و استدعِی الخلِیل علِیه السّلام فِی قوله و الحقنِی بالصالحِین «که اِین الحاق به صالحِین عبارت است از رسوخ ملکات که آن ملکات موجب مِیشود که ذات انسان متحوّل شود و به واسطۀ تحوّل آن، حقِیقت جوهرِی انسان انکشاف پِیدا کند» و الِی فَنَِّی الحکمة کلِیهما أشِیر [أشهر] فِی الصحِیفة الإلهِیّة «در صحِیفۀ الهِیّه و در هر دو فن حکمت اشاره شده است» که مِیفرماِید: (لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ)، و هِی صورته التِی هِی طراز عالم الأمر «احسن تقوِیم صورت جوهرِی انسان است که آن طراز عالم امر است، ِیعنِی بر نمط عالم امر است، که او از اوزان عالم امر است و حقِیقتِ محضۀ وجود بسِیط است (ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ) «اِین انسانِی که داراِی اِین مرتبه عالِی است که مافوق او عُلوِّی تصوّر