گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٥ - هِیچ کس از مواهب قرآن و اهل بِیت و ولاِیت آنها بِی نِیاز نِیست
هم برهان است؛ امّا آِیا آن پِیرزن معناِی (هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ) را مِیداند؟ ِیا به صِرف اِینکه، اوّل که کسِی نبوده، آخر هم هِیچکس نخواهد بود؛ فقط به اِین مقدار درک مِیکند براِی او اِینمقدار برهان است و براِی آن حکِیم متألّهِی که معناِی آِیه (وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ)[١] دلالت مِیکند بر تقدّم جنبه عِلِّی بر خود معلول، از ناحِیۀ ذات خود معلول، اِین هم برهان است.
هِیچ کس از مواهب قرآن و اهل بِیت و ولاِیت آنها بِی نِیاز نِیست
هِیچکس از مواهب قرآن و مواهب اهل بِیت، و ولاِیت اهل بِیت بِینِیاز نِیست. اِینطور نِیست که کسِی بالا برود و بِینِیاز باشد؛ بلکه افرادِی که رجوع مِیکنند و در مطالب حقّه الهِیّه توغّل مِیکنند احتِیاج آنها به ولاِیت، مِیلِیاردها برابر بِیشتر از آن افراد عادِی است. آن فرد عادِی غِیر از بهشت و جهنم و گلابِی و سِیب و حورالعِین، چِیزِی نمِیفهمد، او مقام جلال و جمال خدا را نفهمِیده است، او مقام عجز و نِیاز و فقر بنده را اصلاً احساس نکرده، و از اِین مسائل چِیزِی نفهمِیده است. اِینجاست که ما به ائمه علِیهم السّلام و ولاِیت نِیاز دارِیم. آن افراد چِیزِی نمِیدانند، ِیک نمازِی مِیخوانند و بعد هم، اطفاء شهوت مِیکنند، صبح حمام مِیروند، بعد هم بلند مِیشوند سرکارشان مِیروند و بِیلشان را مِیزنند کار دِیگرِی انجام نمِیدهند.
”لذا نه تنها، اِین فلسفه انسان را از اتصال و استمساک به مقام ولاِیت جدا نمِیکند، بلکه فلسفه و حکمت الهِی انسان را بِیشتر وابسته مِیکند و فناء و احتِیاج و فقر خودش را بِیشتر به او مِینماِیاند و نشان مِیدهد.“
تمام مطالب فلسفه همه حکاِیت از اِین معنا مِیکند، امّا صحبت در اِین است که انسان چه نحوه بتواند استفاده کند. لذا واقعاً بِیانصافِی است که بعضِی مِیگوِیند: مرحوم صدرالمتألّهِین، خودش طَرْفِی از اِین مطالب نبسته است. اگر
[١]ـ سوره ق (٥٠) ذِیل آِیه ١٦.