گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٨ - از هر علمِی به مقدار حاجت باِید فرا گرفت نه بِیشتر
ِیک دفعه ِیادم هست، مرحوم آقا ِیک شخصِی را به مرحوم علاّمه طباطباِیِی ارجاع داده بودند. بعد در او، شک پِیدا شده بود. مِیگفت آقا، شما احراز أعلمِیّت اِیشان را مِیکنِید؟ مرحوم آقا فرمودند: منظور از أعلمِیّت چِیست؟ اگر منظور از أعلمِیّت آن تدقِیقات خِیلِی دقِیق و علمِی است که امثال حاج محمّد حسِین کمپانِی و آقا ضِیاء عراقِی گذراندند؟ بله، اِیشان [مرحوم علاّمه طباطبائِی] هم اگر بخواهد فکرش را وارد در اِین مسائل بکند کم از بقِیّه نمِیآورد. منتهِی الآن دِیگر مسِیرش و رشتهاش افتاده در بحث فلسفه و تفسِیر، شما مرحوم آقا سِیّد محمّد کاظم ِیزدِی را فقِیه مِیدانِید ِیا نمِیدانِید؟ خود آقا سِیّد محمّد کاظم ِیزدِی، آِیا اِیشان از نقطۀ نظر تدقِیقات اصولِی مثل آخوند و کمپانِی و ... بودند در عِین حال که خِیلِیها او را از نقطۀ نظر فقهِی بر آنها ترجِیح مِیدهند. مرحوم علاّمه هم همِین طور هستند.
خِیلِی اِین تشکِیکات، تشکِیکات سستِی است. آقاجان، کدام پِیغمبرِی آمد ِیک همچنِین اصولِی را به ابن مسعود و سلمان و عمّار ارائه داده است؟ آِیا پِیغمبر فرمود که: تمسک به عام در شبهۀ مصداقِیه، اجمالِی و مفهومِی؟! ابن مسعود مِیگوِید چِی؟ تمسک به عام، عام چِیست؟ شبهه مصداقِیهاش چِیست؟ ِیعنِی واقعاً اگر پِیامبر در حوزه مِیآمد آِیا مِیگفت اِینطور درس بخوانِید؟ آقا مِیفرمودند: به همِین مذاق عرفِی، انجام بدهِید و جلو بروِید و انسان باِید کارهاِی دِیگرش را انجام بدهد.
از هر علمِی به مقدار حاجت باِید فرا گرفت نه بِیشتر
بعد آقا به او مِیفرمودند که آنچه که شما به دنبالش هستِید اِین نِیست. شما دارِید به دنبال حقِیقت مطلب و واقعِیت آن مِیگردِید. تحقِیقات آقا ضِیاء که به درد نماز شما نمِیخورد، آن به درد مجلس بحث مِیخورد. الآن شما خودتان قرِیب الإجتهاد هستِید، شما خودتان اهل علم هستِید، شما دِیگر باِید به مسائل عملِی بپردازِید.
لذا مِیگوِیند: انسان به مقدار حاجت باِید بخواند.
و الخلاص عمّا ِیَعوقه عن الوصول إلِی منزل الرشاد و ِیوم المِیعاد «و خلاص