گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٩ - از هر علمِی به مقدار حاجت باِید فرا گرفت نه بِیشتر
بشود از آنچه که عاِیق مِیشود از اِینکه به منزل ارشاد و ِیوم مِیعاد برسد» و ذلک هو ما ِیختص من العلوم «اِین، آن مقدارِی از علوم است که اختصاص دارد» بتکمِیل احدِی قوّتِیه اللتِّین «به تکمِیل ِیکِی از دو قوهاِی که» هما جهة ذاته و وجهه إلِی الحق، و جهة إضافته و وجهه إلِی الخلق «ِیکِی جهت اتصال انسان به پروردگار است، و ِیکِی جهتِ ارتباط انسان به عالم خلق و بدن و اعمال و جوارح اوست» از اِین دو نقطۀ نظر، انسان باِید ِیک علومِی را فرا بگِیرد که به بدن و معاش و معادِ او سر و کار دارد تا از اِین زندگِی دنِیا نماند و همِینطور در اعمال روزمرهاش دچار اشتباه نشود. معاملهاش باطل نشود و کارهاِیِی که انجام مِیدهد حرام نشود. لذا شما مِیبِینِید که خِیلِی از فلاسفه اصلاً نسبت به مسائل فقهِی تحقِیقات نداشتند.
”ما مِیگوِیِیم که انسان در اِین علومِ دِینِی بالأخره نباِید زمام امرش را به دست شخص دِیگرِی بدهد و خودش باِید بداند که امام علِیه السّلام چه فرموده است.
امام وقتِی که در مقام هداِیت و ارشاد هست ما باِید پاِیمان را جاِی پاِی امام علِیه السّلام بگذارِیم. امام هم که فقط معارف الهِیّۀ محضه نگفتهاند، شرِیعت را هم گفتهاند اعمال نماز و اعمال حج را گفتهاند اخلاقِیات و توحِید و اجتماعِیّات، و همه چِیزها را گفتهاند.
لذا به اعتقاد حقِیر فقِیر سراپا تقصِیر، ِیک طلبه باِید تمام کلماتِی که ائمه علِیهم السّلام از پِیغمبر اکرم تا حضرت بقِیة الله فرمودهاند را بداند.
باِید بداند که پِیغمبر در فلان جنگ به آن شخص، چه چِیزِی گفتند؟ حتِی ِیک کلمه، همِین ِیک کلمه را من الآن باِید بدانم، اگر ندانم به همِین مقدار ناقص هستم. حال مسائل فقهِی که به جاِی خود. امام صادق علِیه السّلام با فلان شخص از موالِیان خودشان، در فلان جا حرکت مِیکردند. به درختِی تکِیه دادند و حضرت، مثلاً اِین جمله را به او گفتند. چرا ما نباِید اِین را بدانِیم؟ آِیا کلام حضرت حکمت