گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٩٣ - استناد صدرالمتألّهِین به آِیات و رواِیاتِی در باب حکمت نظرِی و عملِی
نمِیشود اِین انسان مِیآِید پاِیِین و خودش را به ِیک امور خنده دار سرگرم مِیکند» و هِی مادّته التِی «اسفل سافلِین عبارت از ماده انسان است» هِی من الاجسام المظلمة الکثِیفة «که عبارت از اجسام مظلمه کثِیف است (إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا) مگر آن کسانِی که اِیمان آوردند از ردّ به اسفل سافلِین استثنِی مِیشوند» إشارة الِی غاِیة الحکمة النظرِیة «اشاره است به اِینکه غاِیت حکمت نظرِیّه، اِیمان به مبدأ و معرفت به مبدأ و معرفت پررودگار کما هو هو مِیباشد.» اِین مرتبه اِیمان واقعِی مِیشود. البته اِیمان هم مراتبِی دارد. بله، اِیمانِی که ابوسفِیان داشت، حالت اِیمان نبود. ولِی در هر صورت اِیمان افراد پاِیِین هم، ِیک مرتبه است. اِیمان افرادِی که به آن مرحلۀ کامل از اِیمان مِیرسند ِیک مرتبه بالاِیِی است. اِین احسن تقوِیم را که به معناِی «هِی طراز عالم الأمر» بِیان کردهاند در واقع کل اشِیاء، طراز عالم امر هستند و لذا در مورد انسان، استثناِیِی ندارد. آن جنبههاِی استعدادِی که در انسان است و مِیتواند به عالم امر برسد، آن جنبهها را مدّ نظر دارِیم، هر چِیزِی که اِین جور نِیست. آن قوهاِی که در انسان است و در بقِیه نِیست. حتِی ملائکه هم چنِین قوهاِی را ندارند «لو دنوت أنملةً لاحترقت[١]» اشاره به اِین است و اِینکه مِیفرماِید (وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ) اشاره به تمام حکمت عملِیّه است که حکمت عملِیّه در وجود او به مرحلۀ تمام برسد و عمل او، ِیک عمل صالح بشود.
ِیک وقتِی مِیگوِیند عمل خوب، امّا ِیک وقت مِیگوِیند عمل صالح. صالح، ِیعنِی شاِیسته و باِیسته. ِیک عمل خوب، خوب است ولِی ممکن است شاِیسته نباشد. شما فرض کنِید که مرد بزرگِی را به منزلتان دعوت مِیکنِید و مِیخواهِید به او احترام بگذارِید و براِیش غذاِیِی مِیآورِید که براِیش مفِید است! ِیک وقتِی
[١]ـ مناقب آل أبِیطالب علِیه السّلام، ج ١، ص ١٧٨.