گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٠ - نقل اشکال به ملاصدرا در تألِیف اسفار و جواب آن
مِیشود. همِینطور در ساِیر علوم، هر کس بر اساس دواعِی که دارد، ِیک علمِی را بر مِیگزِیند. در واقع همه آنها، صنعت هستند نه اِینکه فکر کنِید علم طبّ و علم هندسه و علم رِیاضِیّات ـ حالا رِیاضِیّات ِیک کمِی از بقِیّه بهتر است ـ اِینها علوم هستند؟ نه! اِینها همه صناِیعِی هستند براِی اِینکه دنِیا و بدن و جسم را متحوّل کنند و عوارضِی را بر او عارض کنند. پس در واقع اِینها همه صناِیعِی هستند که اسم علم بر آنها گذاشته شده است. فافترقت العلماء زمرا «علماءِ هر گروهِی راهِی را برگزِیدند و متفرّق و جدا و دسته دسته شدند» و تقطّعوا أمرهم بِینهم زبرًا «امر اِینها، بِینشان تکه تکه شد» و وحدت در کلمه، در اِینها وجود ندارد، هر گروهِی براِی خودش راهِی را برمِیگزِیند و مسِیرِی را انتخاب مِیکند. بِین معقول و منقول و فروع و أصول «بعضِی معقول را گرفتند، بعضِیها به دنبال منقول رفتند، بعضِیها به دنبال فروع رفتند، بعضِیها به دنبال اصول حرکت کردند» فهمّة نحوٍ، نحوٌ و صرفٌ و أحکامٌ «ِیکِی حرکت و همتش به طرف نحو و صرف و احکام است»، ِیعنِی احکام سِیارات و نجوم و امثال ذلک و همّة نحوٍ، فقه و رجال و کلام «بعضِیها هم به طرف فقه و رجال و کلام و امثال ذلک حرکت کردند» وقتِی مِیبِینِیم که اِین علوم با هم متفاوت هستند پس ما چه علمِی را برمِیگزِینِیم؟
نقل اشکال به ملاصدرا در تألِیف اسفار و جواب آن
اِینجا شما متوجّه مِیشوِید، افرادِی که به مرحوم صدرالمتألّهِین در اِین فقره از کلامش اشکال وارد کردهاند که:
من مدّتِی از عمر خود را صرف مزاولۀ با کلمات حکماء کردم و تحقِیقات و تدقِیقاتِی را در کلمات و آراء و انظار آنها به کار بردم به طائلِی نرسِیدم لذا برگشتم و بار خودم را، در درگاه ولاِیت و ائمه قرار دادم.
با توجّه به اِینها چطور خود مرحوم صدرالمتألّهِین دارد الآن اِین حرفها را مِیزند؟! چطور اِیشان مِیگوِید که اِینهاِیِی که دنبال فقه و احکام و رجال و نحو،