گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٩٣ - اشارهاِی به ربط بِین حادث و قدِیم
من باب مثال آن عملِی را که در خارج انجام مِیدهِید آن عمل وجود نازله شماست. ولِی شما مِیتوانِید آن عمل را در خودتان بگنجانِید؟ الآن کتاب را شما برمِیدارِید و اراده شما تعلق گرفته است که کتاب را از اِینجا بردارِید، اِین برداشتن کتاب، ِیک عمل خارجِی است و اراده شما تعلّق به ِیک عمل نفسانِی دارد. ولِی آِیا اِین عمل خارجِی مِیتواند در نفس شما برود؟ چون ماده است نمِیتواند برود. پس به لحاظ حفظ مراتب تعِیّن آن رتبه باِید حفظ شود. اگر شما بر خود ماده قدرت پِیدا کردِید، همِین ماده را مِیتوانِید در نفس خودتان ببرِید. ولِی الآن نمِیتوانِید چون شما قدرت بر ماده ندارِید.
”ما تعبِیرمان از ماده چِیست؟ شما خِیال مِیکنِید ماده ِیک چِیزِی جداِی از مجرد است؟ ماده ِیک چِیز است که در حاق آن، مجرد است؟ اِینجور نِیست.
اشارهاِی به ربط بِین حادث و قدِیم
ِیک وقتِی من در ارتباط بِین حادث و قدِیم خِیلِی فکر مِیکردم. کِیفِیت حادث و قدِیم و ربط بِین حادث و قدِیم چِیست؟ ماده ِیک حقِیقت جداِی از مجرد نمِیتواند باشد و مجرد هم ِیک حقِیقت جدا نِیست. اِینها فقط اختلافشان اختلاف شدت و ضعف است. اختلاف ماهوِی بِین ماده و بِین مجرد اصلا به طور کلِی معنا ندارد و گرنه سنخِیّت از بِین مِیرود، سنخِیت بِین علت و معلول از بِین مِیرود. آخر ِیک امر مجرد چطور به ِیک امر مادِی تبدِیل مِی شود؟“
ِیک نفر مِیگفت: ما پِیش شخصِی، مسألۀ ربط بِین حادث و قدِیم را مِیخواندِیم ـ آن شخص، مدرسِ معروفِی است و از دنِیا هم رفته است؛ خدا رحمتش کند ـ و ما هر چه با اِیشان صحبت کردِیم در اِینکه مسألۀ ربط بِین حادث و قدِیم را بفهمِیم؛ نشد. تا اِینکه اِیشان از دنِیا رفت و همِینطور مسأله براِی ما حلّ نشده ماند. بعد ِیک دفعه من اِین قضِیه را به مرحوم آقا ـ رضوان الله علِیه ـ گفتم، که فلانِی مِیگفت ما هر چه کردِیم که بفهمِیم نشد...!!! اِیشان گفتند: استادش هم نفهمِید.
همِینطور مسأله ربط بِین حادث و قدِیم در ذهن ما بود، تقرِیباً بِین ده ِیا دوازده