گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢١٨ - علت نِیاز جامعه به ولِیّ مطلق
و کمال مطلق منبعث شده باشد و الاّ هر چه که خارج از اِین مرحلۀ هستِی مطلق و وجود مطلق باشد نمِیتواند دلالت بر راه و دلالت بر آن مقصود داشته باشد. به هر مقدار که دلالت بر آن مقصود داشته باشد در همان مرحله است و اضافۀ بر آن مرحله؛ نخواهد بود. لذا تشرِیع انبِیاءِ سلف، بر اساس مقدار راهِی است که خود آنها رفتهاند، ِیعنِی آن مقدار مسِیرِی را که آنها پِیمودهاند به همان مرحله مِیتوانند هداِیت کنند. و به عبارت دِیگر در همان مرحلهاِی که هستند نفس آنها مُنشِأ براِی تشرِیع احکام اعتبارِیّه است، ِیعنِی نفس در مقام انشاء؛ از هر مبدئِی که دارد به همان مبدأ نه به مافوق آن مبدأ، دلالت مِیکند. و چون رسول اکرم صلِی الله علِیه و آله و سلم، حائز همه مراتب وجود، بجمِیع انحاء و بجمِیع کمالاتها، هستند لذا احکامِی که از نفس آن حضرت منبعث مِیشود بر طبق آن احکام و آن جنبۀ ولاِیِی که از ناحِیۀ نفس آن حضرت مُنزَل مِیشود او انسان را به همان مرتبهاِی که خودش در آنجا وجود دارد مِیرساند.
شخصِی که زمام امور را به دست مِیگِیرد باِید به حقِ مطلق رسِیده باشد
”اِینجاست که باِید احکام شرع از ِیک مبدئِی نشأت بگِیرد که خودش متصل به غِیب باشد و الا اخلال پِیش مِیآِید. شخصِی که زمام امور مردم را به دست مِیگِیرد، باِید به حقِّ مطلق رسِیده باشد تا بتواند به حقِّ مطلق دلالت کند.“
مسائل اخلاقِ مُدن و علوم مُدن و تمدن در اجتماع و امثال ذلک رِیشهاش از اِینجاست. چون اتّجاه فکرِی انسان به سمت هستِی مطلق است و هستِی مطلق عبارت است از حقّ مطلق و آن در ِیک رتبهاِی قرار دارد که مدلول و محکِّی است و ما براِی رسِیدن به آن مدلول نِیاز به ادلّهاِی دارِیم که آن ادلّه، بتواند تطابق حقِیقِی و واقعِی بِین خود و بِین مدلول، داشته باشد.
”لهذا تمام مسائلِی که در ولاِیت امام علِیه السّلام، ولاِیات تکوِینِیّه و تشرِیعِیّه و اعتبارِیّه وجود دارد همه از اِینجا ناشِی مِیشود. کسِی که به مقام حقِیقت مطلق و هستِی مطلق نرسِیده است نمِیتواند دلالت بر حقّ مطلق کند.“