گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٨٦ - بِی ارزشِی اجماع
اگر چند تا از اولِیاء خدا جمع شوند و در ِیک مسأله، نظر بدهند اِین مسأله وقتِی متفق علِیه بود مِیگوئِیم اِین اجماع حکاِیت از ِیک منشائِی مِیکند. در اِینجا مسألۀ ظهور و مظهرِیّتِ در ِیک ظهور نِیست. اِین حکاِیت از ِیک قضِیۀ نفس الأمرِیّه دارد. اِین ِیک مطلب.
لذا مِیگوِیند اجماعات بعد از شِیخ طوسِی فاِیدهاِی ندارد، چرا؟ زِیرا همه مِیترسِیدند در مقابل شِیخ طوسِی فتوِی بدهند. شِیخ طوسِی هم مثل تو مِیباشد خدا خِیرش بدهد، مجتهد و زحمت کشِیده است. واقعاً اِینها پِیش خدا أجر دارند و واقعاً اِینها مقام دارند. اِینهاِیِی که واقعاً بدون هوِی، زحمت کشِیدند. منتهِی از عرفان، خبر نداشتند. ما اصلاً نمِیدانِیم آن طرف چه خبر است. ما خِیال مِیکردِیم که ما عارف هستِیم، عارف که هِیچِی، سالکِیم و گُل سر سبد ممکنات هستِیم، نخِیر! آنجا اِین حرفها نِیست، آنجا به قلب صاف و همّت پاک، نگاه مِیکنند. به ذکر و ورد و ِیونسِیّه و نماز شب، نگاه نمِیکنند!! آنجا اِین قضِیه است. لذا مِیبِینِیم بعضِیها که اهل سلوک بودند، خِیلِی عقبتر هستند. آنهاِیِی که اهل اِینها، نبودند خِیلِی جلوتر هستند. واقعِیّت و حقِیقت قضِیه اِینطور است. لذا کار ما مشکلتر از کار بقِیّه است.
اما اجماع: ما چهارده نفر در مقابل خودمان دارِیم، تمام شد و بس، که اول آنها پِیغمبر و آخر آنها، حضرت بقِیة الله علِیهم السّلام مِیباشند. چهارده معصومند و باِید ما از اِین چهارده معصوم، احکام دِین را به دست بِیاورِیم، والسّلام، نامه شد تمام. باِید ببِینِیم اِین چهارده نفر، کلامشان، رفتارشان، سِیرهشان، تارِیخشان، معاشرتشان با مردم زمانشان، رفتار و صحبتشان، ذکرشان و وردشان، خلوتشان، قضاِی آنها و حکومتشان، ارتباطشان با دستگاه، تقِیهشان و ... اِینها به چه نحو و به چه کِیفِیتِی بوده است، ما اِینها را الگو قرار بدهِیم تمام شد. از اِینها گذشته برو تا قِیام قِیامت، همه را کنار بگذار تمام شد. البته منظورم اولِیاء الهِی نِیست، همۀ افرادِی که