گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٧٨ - در سِیر چهارم عارف قابلِیت تربِیت و دستگِیرِی پِیدا مِی کند
نرسِیده ـ در همِین ِیک اطلسِی ـ در اِین ِیک گل، که اِین ِیک گل چه مِیکند. بعد عبارت اِیشان اِین بود فعلا به اِینجا رسِیدم: که از ِیک تخم اطلسِی، کل عالم وجود مِیشود تشکِیل بشود و به وجود بِیاِید، فعلا تا اِینجا رسِیدم.
اِین سِیر من الحق إلِی الخلق بالحقّ است که ِیک سِیر عجِیبِی است. اِین براِی عرفاِیِی است که از مقام فناء مراجعت کردهاند و تازه آثار جمالِیّه را به تفصِیل مِیبِینند.
در سِیر چهارم عارف قابلِیت تربِیت و دستگِیرِی پِیدا مِی کند
”سِیر چهارم سِیرِی است که قابل براِی تربِیت است، ِیعنِی آن عارفِی که از نظر سِیر چهارم در مرتبه وسِیعترِی باشد او بهتر مِیتواند راه ببرد و تربِیت کند و بهتر به زواِیاِی امور و خصوصِیات و مسائل اطلاع دارد. و بهتر مِیتواند تشخِیص بدهد، اِینها مربوط به سِیر چهارم است. و الا سِیر من الحق الِی الخلق، لازمه براِی تربِیت است و تا آن نباشد اصلا تربِیت معنا ندارد. سِیر الِی الحق که تمام مِیشود من الحق فِی الخلق که در اسماء و صفات کلِیه سِیر مِیکند، ِیعنِی در قهارِیّت خدا سِیر مِیکند، نه اِینکه فکر مِیکند، خِیر! بلکه وجودش همراه با قهارِیّت الهِی متلوِّن، و پر مِیشود، نه اِینکه فقط ِیکجا بنشِیند و در مورد قهارِیّت خدا فکر کند!! آن شخص اگر ِیک زلزله بِیاِید، به هم مِیرِیزد.“
سِیر قهارِیّت عبارت است از حرکت نفس همراه با قهارِیّت خدا که مِیرود و مِیرود، همانطور که خود آن قهارِیّت مِیآِید، و همانطور که آن جمال و جلال و علم مِیآِیند و تمام اِینها حدِّی ندارد و به عنوان ِیک واقعِیّت عِینِی خارجِی هستند. نه اِینکه ِیک مقدار موهومات و ِیک مقدار مسائل تصورِی ذهنِی باشد، اِین علم نِیست بلکه تخِیّلات است. آن واقعِیّت خارجِی علم است، اما آنچه که در کتابها مِیبِینند اِینها حکاِیت از آن است، ِیعنِی ِیک نمِی، از درِیاست. تمام آنچه را که در اسفار آمده، نَمِی، از درِیاست، ِیعنِی مثل اِین است که شما دستتان را در درِیا زده و انگشتتان ِیک قدرِی رطوبت پِیدا کند. وقتِی که ما مِیگوئِیم علم خدا انتها ندارد، چطور ممکن است آنچه که در اِین کتاب است به انتهاء آن رسِیده باشد. آِیه قرآن مِیفرماِید:
(وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا