گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٦٢ - تعابِیر مختلف حکماء از اسفار اربعه
صدِیقِی، داراِی اِین افکار و خصوصِیاتِی باشد، دوستان او هم به همان خصوصِیات، مخصوص خواهند شد. اگر دِیدِید نه، اِین صدِیق داراِی ِیک حال است ولِی دوستانش ِیک حال دِیگر هستند، اِین دو تا با هم صدِیق نِیستند و ظاهراً با همدِیگر هستند اما وقتِی که باطن مِیآِید وصل مِیشود، اِین وصل باطن مِیآِید فعل و صفت و اسماء را ِیکِی مِیکند، بعد که بِیشتر ارتباط اِیجاد شد اِینها ِیکِی مِیشوند.
فناء ذاتِی، بدون توحِید افعالِی و توحِید صفاتِی و توحِید اسمائِی به کماله، حاصل نخواهد شد.
و اِینها تمام جنبۀ نقص دارد، ِیعنِی براِی اولِیائِی که به مقام ذات نرسِیدهاند توحِید افعالِی به صورت ناقص است نه به صورت تام.
فناء اسماء و صفات و افعال، معلولِ فناءِ در ذات هستد، اول ذات متغِیّر مِیشود و به تغِیّر ذات، اسم و وصف و فعل هم، متغِیّر مِیشوند.
مِیخواستِیم اسفار اربعهاِی که بنا به رأِی عرفا، سفرِ «من الخلق الِی الحق» و سفرِ «إلِی الحق بالحق» و بعد عکسشان را، و بعد اسفار اربعه بنا بر نظر حکماء که جنبۀ حکمت نظرِی است را بِیان کنِیم.
تعابِیر مختلف حکماء از اسفار اربعه
تعابِیر حکماء از اسفار اربعه مختلف است، گاهِی اِین تعابِیر در همدِیگر اختلاط هم دارند، مثلاً سفر سوم و چهارم، با دوم. بعضِیها سفر اول را با سفر سوم ِیکِی کردهاند، ِیعنِی در سفر من الخلق الِی الحق، سفر من الحق الِی الخلق هم مشاهده مِیشود منتهِی آن به نحو اجمال و اِین به نحو تفصِیل است. ِیا در سفر دوم که «من الحق الِی الحق بالحق» است، در آن سفر، مقامات خلق و مقامات تعِیّنات هم دِیده مِیشود. چون در «من الحقّ الِی الحق»، هم صفات جمالِیّه حق و هم صفات جلالِیّه حق است. تعِینات هم از ممکنات و مخلوقات و محسوسات و معقولات و غِیره را هم مِیبِیند، بعضِیها گفتهاند: اِینها خودش جدا است، آن مقام تفصِیلش در مقام رجوع از حق به خلق است، در آنجا است که اِین چِیزها پِیدا مِیشود. نظر در