گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٧٩ - جلسه چهارم ضررهاِی تدقِیق بِیش از حدّ در علم اصول و بِیارزشِی اجماع
بسم الله الرّحمن الرّحِیم
سؤال: ”فرمودِید که اصولِیِین از فقها، تحقِیقات بِیش از حدِی دارند ما همان را ممکن است به نحو أشد در مسائل فلسفِی نِیز ببِینِیم. آِیا در فلسفه اِین تحقِیقات بِیش از حدّ نِیست؟“
جواب: ”در اِین مورد به طور کلِی باِید ببِینِیم آن مقدار نِیاز و هدفِی که از هر علمِی هست، به چه لحاظِی باِید سنجِیده شود؟ اولاً منظور ما از فقه چِیست؟ منظور ما از فلسفه چِیست؟
منظور از فقه اِین است که عمل، بما جاء به النبِیّ شود همِین!! عملِ بما جاء به النبِی، فکر و تعقّل ندارد؟ فرض کنِید پِیغمبر اسلام مِیفرماِید که مفطرات روزه نُه ِیا دهتا است که ِیک معناِی خِیلِی روشن دارد و ِیا مثلاً شما بِیاِیِید در معناِی دخان ِیک تحقِیقِی بکنِید که دخان چِیست؟ آِیا به بخار هم دخان گفته مِیشود ِیا نمِیشود؟ دخان چه اقسامِی دارد؟ ترکِیب دخان چه مِیباشد؟ آِیا دخانِی که در اِین زمان هست و از گازهاِیِی است که در آن زمان نبوده، آِیا به اِین هم دخان گفته مِیشود ِیا نه؟ شما ببِینِید معناِی متعارف عرف چِیست؟ در عرف، به دخان چه مِیگوِیند؟ ِیک چنِین تحقِیقات عجِیب و غرِیب کند چون ِیک چنِین چِیزهاِیِی اصلاً در آن زمان نبوده و نِیاز هم به آن نِیست. ِیا اِینکه کنکاشهاِی دقِیق