گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٩٥ - استناد صدرالمتألّهِین به آِیات و رواِیاتِی در باب حکمت نظرِی و عملِی
اگر گفته شود که اِیمان ِیک مسأله قلبِی است نه عقلِی، پس چطور (إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا) اشاره به حکمت نظرِی دارد؟! باِید گفت که اِین اشکال اِینجا وارد نمِیشود زِیرا باِید حقِیقت اِین حکمت نظرِی در وجود او تجلِّی پِیدا کند. نه اِینکه اِین مسائل براِی اِینها به برهان و به دلِیل بِیاِید. چون هِیچکدام از پِیامبران و اولِیاء مثل حضرت ابراهِیم علِیه السّلام نِیامدهاند بگوِیند خداِیا اِین مسائل را براِی ما برهانِی کن، ِیعنِی بنشِینِیم از ِیک سرِی اوّلِیّات ـ شکل اول و دوم وسوم و... درست کنِیم ـ مقدماتِی بچِینِیم تا به واقع برسِیم. اِینطور نِیست! پس (إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ) ِیعنِی آن حکمت نظرِی در وجود آنها به نحو انکشاف، تجلِی پِیدا کند. و من النظرِیة العلم بأحوال المبدأ و المعاد و التدبر فِیما بِینهما من حق النظر و الاعتبار «که چطور شد اِین نشئات پِیدا شد؟ واسطهها چه کسانِی هستند؟ عقولِی که ِیکِی پس از دِیگرِی مرتبۀ علِیّت را به عهده دارند اِین عقول چه کسانِی هستند؟ نحوۀ نزول عالم امر در عالم خلق، به چه کِیفِیتِی است؟ برگشت انسان و از استعداد به مرحلۀ فعلِیّت در آمدن، به چه کِیفِیتِی است؟ انسان در اِین امر بِین مبدأ و معاد ـ سِیر نزولِی و صعودِی ـ تدبّر داشته باشد» قال امِیرالمومنِین علِیه السلام: رحم الله امرءًا «خدا (پدر) آن کسِی را بِیامرزد که» أعد لنفسه، «اولاً: براِی خودش اعداد کرده ـ خودش را به مرحلۀ فعلِیّت رسانده ـ خلاصه به دنبال کار خودش است» و استعدّ لرمسه «و براِی قبرش هم ِیک فکرِی کرده است (براِی بازماندگان هم ِیک فکرِی کرده باشد و براِی رفقا پولِی بگذارد)» و عَلِمَ مِن أَِینَ. «بداند از کجا هست» و فِی أِین «و در چه موقعِیتِی هست» والِی أِین «به کجا مِیرود» و الِی ذِینک الفنِین «و به اِین دو تا فن» رمزت الفلاسفة الالهِیون حِیث قالوا «اِینها اِینطور فرمودند» تأسِیًا بالانبِیاء علِیهم السّلام لفلسفة هِی التشبه بالإله «فلسفه تشبه به إله است» که معناِیش عرض شد.