گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٥٩ - توضِیحِی پِیرامون مقام اجمال و تفصِیل
خِیلِی از پِیامبران فناِی در اسم پِیدا کردهاند. لذا در پروردگار هم اِینطور مِیگوِیِیم: عالِم، اسم است و حِیّ، اسم است و قادر، اسم است. از اِین سه اسم، صفات رحمانِیّۀ جمالِیّه به وجود مِیآِید، خلق و إماته به وجود مِیآِید. آن صفاتِی که جنبۀ قهرِیّت دارند از اسم قادر به وجود مِیآِید که خودش دو قسم مِیشود: قدرت بر جمال و قدرت بر جنبۀ تجرّدِی. علمِیّت از اسم عالم به وجود مِی آِید و آنکه جنبۀ حِیات دارد، منشأ براِی اِین دو مِیباشد که آن اسم حِیّ است. ِیک مرحلۀ پاِیِینتر از اسم، مقام انِیّت و تعِیّن و تشخّص است و اِینجاست که هر کسِی در اِین مقام، فانِی نمِیشود و آن کسانِی هم که فانِی مِیشوند تازه سفر اوّلشان تمام شده است. اِین مقام عماء و هوهوِیت مِیشود. «هو» هم که مِیگوئِیم اشتباه است چون «هو» اشاره است. در اِینجا اشاره، معنا ندارد. به چه چِیزِی مِیخواهِیم اشاره کنِیم؟ شما هِیچوقت نمِیتوانِید به خودتان اشاره کنِید اما مِیتوانِید به اعضاِیتان اشاره کنِید. خدا هم نمِیتواند اشاره به خود کند.
”عارف آن است که به عِینِیّت اشِیاء تعِیّن پِیدا مِیکند و وقتِی که تعِیّن پِیدا کرد تشبّه به إله حقِیقِی مِیشود، ِیعنِی همانطورِی که در وجود پروردگار کل عالم هستِی به نحو اندماج و اندکاک حضور عِینِی دارد در عارف هم حضور عِینِی دارد.“
توضِیحِی پِیرامون مقام اجمال و تفصِیل
جنبۀ مثلِیّت از دِید ماست و الا حضور عِینِی دارد اِینجاست که مِیگوِیند: «الحکمة صِیرورة الانسان عالمًا عقلِیًا مضاهِیًا للعالم العِینِی». آن، جنبۀ علمِیِ آن است و اِین عبارت، جنبه عِینِی آن است، ِیعنِی عالم عقلِی مِیشود. انسان با رسِیدن به عقل فعّال، عقل فعال را در مشت خود مِیگِیرد آنچه را که در قوس نزول کسب مِیکند از وجود خودش است و تذکّرِی است براِی مقام فناء و محو و مقام اجمالِی که در آنجا بوده و اِین تذکر براِی آنجاست.
”آنچه که در اِینجا به نظر مِیرسد اِین است که اِین تذکّر در مقام تفصِیل است. انسان به واسطه پخته شدن و سعهاِی که پِیدا مِیکند آن استعدادِی را که با خودش مِیآورد به فعلِیّت مِیرساند. اِین فعلِیّت عبارت است از تفصِیل. آنچه را که به نحو