گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١١ - القاء علوم توحِیدِی توسط جذبۀ مرحوم انصارِی، به مرحوم بِیات
او شد» و تدارکتها الألطاف الالهِیّة «الطاف الهِیّه او را در بر گرفت» فاطّلعت علِی أسرارٍ لم أکن أطلع علِیها إلِی الآن «مطلع شدم بر ِیک اسرارِی که حتِی الآن به او نرسِیده بودم» و انکشفت لِی رموز لم تکن منکشفة هذا الانکشاف من البرهان «براِی من رموزِی به دست آمد که تا مثل اِین، انکشاف از برهان به دست نِیاورده بودم»، هر چه را که قبل از براهِین، در او متوجه شده بودم به اِین قسم نبود بل کلّ ما علمته من قبل بالبرهان، عاِینته مع زوائد بالشهود والعِیان من الأسرار الالهِیّة والحقائق الربانِیّة و الودائع اللاهوتِیّة «هر چه را که از براهِین، قبلاً به آن رسِیده بودم معاِینه کردم» اِین هم، دلِیل بر اِین است که برهان همِیشه مؤِید است، نمِیگوِید: دِیدم آنها باطل است، «آنها را با ِیک مسائل زائدِی معاِینه کردم، به شهود و عِیان از اسرار الهِیّه و حقائق ربانِیّه، از ودائع لاهوتِیه من به او رسِیدم» والخباِیا الصمدانِیّة «از استار که عبارت است از اسرار.»
اگر کسِی تمام اتفاقات را بداند به اندازۀ رِیگِی که در صحرا بِیندازِیم، علم ندارد
حتِی بالاتر از مثال، از معانِی، خِیلِی بر او آمده است. خِیلِی تجلِیاتِی براِیش شده است اما به آن شدّت نبوده بلکه ِیک مِیلِیونِیم که بوده است. شما خِیال مِیکنِید اِین مسائل ِیک حدّ ِیقفِی دارد؟ اگر ِیکِی آمد و براِی شما از ابتداِی خلقت آسمانها و زمِین تا قِیامت را، براِی شما گفت، که چه مسائلِی اتفاق مِیافتد، به اندازۀ ِیک رِیگِی که شما در ِیک صحرا بِیاندازِید علم ندارد. حالا بندۀ خدا تازه آنقدر که مِیگوِید اِین چِیزها را به او دادند، مست کرده است. حق دارد زِیرا استاد نداشته و بالاتر نرفته است و به همِین مقدار هم، کدام ِیک از فلاسفه را سراغ دارِید که مسائلِی که اِیشان مطرح مِیکنند رسِیده باشد؟
القاء علوم توحِیدِی توسط جذبۀ مرحوم انصارِی، به مرحوم بِیات
ِیکِی از رفقاِی ما ـ مرحوم آقاِی بِیات ـ نقل مِیکرد که ما در روزهاِی جمعه با مرحوم آقاِی انصارِی و افراد دِیگر، بِیرون از همدان مِیرفتِیم. ِیک روز رفتِیم ِیکجاِیِی به نام درّه مردابگ، من معمولاً با آقاِی انصارِی تنها برمِیگشتم. و رفقا با فاصله، مِیآمدند و اِیشان زودتر مِیآمدند و من هم با اِیشان مِیآمدم