گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٣٥ - تعرِیف فلسفه به بِیان صحِیح
ظروف و آن پرتقال و سِیبِی که در اِین عکس هست معِیّت عِینِی پِیدا کنِید، و آن منزل بشوِید، در اِین صورت چه احساسِی نسبت به اِین عکس پِیدا مِیکنِید؟ دِیگر نمِیگوئِید که اِین حکاِیت از او مِیکند، مِیگوِیِید عِین او است. ِیا براِی مثال اگر سؤال کنند: شما گرسنه هستِید ِیا خِیر؟ مِیگوئِید چون فلانِی به من گفته گرسنه هستِی من گرسنهام ِیا اِینکه مِیگوئِید دارم گرسنگِی را در وجودِ خودم احساس مِیکنم؟ هِیچوقت حکاِیت نمِیکنِید از ِیک شخصِی که او گفته بنده گرسنهام، وجود خودتان است. سِیرِی را در خودتان مِیبِینِید و گرسنگِی را در خودتان احساس مِیکنِید. خصوصِیّات وجود خودتان را دارِید لمس مِیکنِید. اِین حکاِیت نِیست بلکه از خودتان دارِید خبر مِیدهِید. حالا اگر شما ِیک همچنِین فردِی بشوِید، در اِین صورت وجود عِینِی اشِیاء مِیشوِید. اِینجاست که اگر آمدِید و از اِین شخصِی که در عکس است خبر دادِید، از خودتان خبر دادهاِید. کسِی نِیست که از او خبر بدهِید، خودتان هستِید. در اِین صورت اگر براِی اِین پرتقال، فصل ممِیز بِیان کردِید دِیگر اشتباه نِیست، خودش است. و اگر آمدِید و براِی آن شخص، فصل ممِیز تعرِیف کردِید دِیگر فصل ممِیزِی نِیست که ما به او، راه نداشته باشِیم. اِین اطلاع شما، از خودتان است و دارِید خودتان را بِیان مِیکنِید.
تعرِیف فلسفه به بِیان صحِیح
”حکمت ِیعنِی انسان در وجودش تبدّلِی و تجرّدِی پِیدا کند که جنبۀ ابتعاد خلقِی کنار برود و اقترابِ ارتباط به ربِّی جاِیگزِین بشود. و اِین قرب؛ به نحوِی بشود که دِیگر قربِی باقِی نماند بلکه عِینِیّت و اتّحاد حقِیقِی و ماهوِی نسبت به عالم وجود پِیدا کند.
اِین معناِی کلام رسول خدا مِیشود: اللهم أرنِی الاشِیاء کما هِی[١]، وقتِی
[١]ـ دعاء امِیرالمؤمنِین علِیه السّلام با شرح آن به قلم حاج ملا محمّد جعفر کبودر آهنگِی که در کتاب کوچک جِیبِی طبع شده است.