گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٦٨ - امکان سرعت در فناء ذاتِی
وجود وُحدانِی شده است. همِینطور نحوۀ سلوک سالک را مِیرساند، ِیعنِی سالک وقتِی که منغمر در شهوات و منغمر در دنِیا و أهوِیۀ دنِیّه هست، ابتداءً و اولاً بلا اول نمِیتواند ِیک مرتبه مسانخت با عالم ملکوت و جبروت و لاهوت پِیدا کند. بلکه باِید تدرِیجاً روح و نفس او، از آن جهتِ جمود و توغّل در شهواتِی که دارد و مثل حجاب بزرگِی روِی او را انداخته، کمکم متحوّل بشود و برگردد و به هر مقدار که متحوّل شد و نرم شد و آماده شد به همان مقدار ِیک اثرات وجودِی از او ساطع مِیشود و آشکار مِیشود، آن اثرات وجودِی، همانِی است که ما اسمش را، عالم مثال مِیگذارِیم، عالم برزخ، عالم ملکوت سفلِی و ملکوت علِیا، جبروت، لاهوت، اِینها از اثرات وجودِی است که کمکم اِین نفس با آن عوالم سنخِیّت پِیدا مِیکند.
امکان سرعت در فناء ذاتِی
پس بنابراِین امکان اِینکه دفعتاً بدون طِی اِین مراحل، نفس از ِیک نقطه به نقطه کمال برگردد هم عقلاً و هم شهوداً، محال است. مطلب اِین است که نفس، مِیتواند سرعت پِیدا کند؟
|
نگارمن که به مکتب نرفت و خط ننوشت |
||||||
|
به غمزه مسأله آموز صد مدرّس شد[١] |
||||||
ِیک وقت شما مِیبِینِید شخصِی مِیآِید و بر حسب اهتمام و قصدِی که دارد و به واسطه نحوه شاکله او، که تفاوت دارد در همان پنج شش ماه اول، همه مراحل را در مِینوردد و آن مطالبِی که براِی دِیگران در عرض چهل، پنجاه سال پِیدا نشده است، براِی او به سرعت حاصل مِیشود که اِین به دلِیل نحوۀ شاکله اوست. به خوبِی و بدِی هم کار ندارد، نحوه شاکله، نحوهاِی است که سرعتش زِیاد است و نفسش داراِی خصوصِیّتِی است که سرِیع اِین مسائل را طِی مِیکند. چطور اِینکه ما در استعدادهاِی ظاهرِی اِین مطلب را مِیبِینِیم؛ ِیک نفر داراِی ِیک مقدار از قواِی استعداد و فکر است. او اگر بخواهد ِیک مسألهاِی را حلّ کند ِیک شب تا صبح باِید
[١]ـ دِیوان حافظ، طبع پژمان ص ١٦٢.