گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٤ - اختلاف عمِیق بِین فلاسفه و عرفاء در درک حقِیقت و وصول به آن
مرحله دوم: انکشاف باطنِی است و آنچه را که عقل و فکر او را مِیِیابد، انسان بالوجدان مشاهده کند.
اختلاف عمِیق بِین فلاسفه و عرفاء در درک حقِیقت و وصول به آن
در اِین زمِینه وارد ِیک اختلاف شدِید و عمِیقِی بِین فلاسفه و عرفاء مِیشوِیم چون از ِیک طرف قائلند بر اِینکه آنچه را که عقل مِیِیابد از نقطۀ نظر شهود، در رتبۀ مؤخّرِی قرار دارد و با مقدّمات ذهنِی و ارتکازات و با اختلاف ماهوِی و مسائل دِیگرِی که خالِی از ِیقِین بما هو ِیقِین است نتِیجه مِیگِیرد از اِین نقطۀ نظر؛ نمِیتواند جاِیگزِین و وافِی باشد با آنچه را که عرفان درصدد آن هست و با مشاهده و شهود به آن مِیرسد که اِینجا مَفرَق طُرُق بِین فلسفه و حکمت و بِین عرفان است.
عرفا مِیگوِیند: آنچه را که ما مشاهده مِیکنِیم عِینالِیقِین و حقالِیقِین است و آنچه را که فلسفه به او مِیرسد عبارت است از ِیک سرِی ذهنِیّات که بعضِی از آنها موافقِ با واقع و بعضِی مخالف با واقع مِیباشد چون از مقدّمات بدِیهِی، مشاهدات، بدِیهِیّات، اولِیّات و امثال ذلک ترتِیب داده شده است که چه بسا انسان در مقدّمات، دچار اشکالاتِی مِیشود و آن اشکالات موجب مِیشود که با واقع، فاصله پِیدا کند. لذا پاسخ نقضِی بر اِین مطلب بر سبِیل اجمال اِین است: همانطورِی که ممکن است عقل در مقدّمات خودش دچار اشکال و اشتباه بشود، ممکن است در مکاشفات هم دچار اشتباه بشود و مکاشفات، مکاشفاتِی باشد که فقط جهت رحمانِیِ صِرف نداشته باشند و حتِی اگر جهت رحمانِی هم داشته باشند به خاطر اختلاف مراتب شهود، ِیک مکاشفه وافِی و جامعِ مکاشفۀ قوِیتر و عمِیقتر و داراِی تجرّد بِیشتر از رتبۀ مقدّم نباشد.
پس بنابراِین چه دلِیلِی است که مکاشفه، صحِیح باشد؟ ما باِید در اِین قضِیّه، ِیک ملاکِی به دست بِیاورِیم تا با آن ملاک، شهود شاهدان و مکاشفۀ مکاشفِین و حضور صور ذهنِیّه به واسطۀ شهود را، تمِیِیز بدهِیم. البته در فلسفه هم مسأله همِینطور است، چون اِین همه اختلافاتِی که شما در آراء فلاسفه، در بحث وجود،