گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٨٤ - معناِی واسطۀ فِیض بودن حضرت پِیغمبر صلِی الله علِیه واله وسلم
که آن جهت ربطِی عبارت است از آن نقطهاِی که راسم خط است و راسم سطح است و همِینطور راسم جسم تعلِیمِی مِیتواند باشد.
وجود نورانِی پِیغمبر صلِّی الله علِیه و آله و سلّم سبب تنزّل فِیض وجود از مرتبۀ احدِیت به مرتبه واحدِیّت
پس آن حقِیقتِی که به واسطۀ آن، تکوّن همۀ عوالم، از عالم ذات به پاِیِین محقّق مِیشود، وجود نورانِی پِیامبر اکرم بوده است و به واسطۀ اِین وجود است که تمامِی اشِیاء از مقام اجمال به مقام تفصِیل در مِیآِیند، ِیعنِی از آن مقام هوهوِیّتِ ذاتِیّه که لا اسم و لا رسم است بِیرون مِیآِیند و داراِی تعِیّنات و حدود مِیشوند. بعضِی از آنها به صورت عقلند و مجرد و بعضِی از آنها به صورت ملائکهاند و مجرد و بعضِی از آنها به صورت ملائکۀ مادون و بعد عالم ملکوت و حقاِیق اشِیاء و ثبوت آن اشِیاء در آن عالم و بعد حالت جنبۀ مثالِی آن اشِیاء است که در عالم برزخ صورت پذِیرفته است و بعد در اِینجا مِی آِید که جنبه، نشئۀ دنِیوِی اشِیاء است.
آن وجود و حقِیقتِی که موجب مِیشود تمام اشِیاء از مرحلۀ اجمال بِیرون بِیاِیند و به مرحلۀ تفصِیل که آخرِین مرتبۀ آنها تعلّق بدن است تکوّن پِیدا کنند وجود پِیغمبر اکرم است. پس پِیغمبر اکرم بوجوده النورانِی لا بوجوده الجسمانِی، موجب تنزّل فِیض وجود، از مرتبۀ احدِیّت به مرتبۀ واحدِیّت است. بِین احدِیّت و بِین واحدِیّت، مقام اجمال است. مرحلۀ واحدِیّت، مقام تفصِیل است و بِین اِین دو مرحله، آن وجود رابط و آن واسطۀ در اثبات، با واسطۀ در ثبوت فرق نمِیکند. اگر پِیغمبر نبود ما هنوز از آن عوالم بِیرون نِیامده بودِیم. اِین حقِیقتِی که آمد و فِیض اول؛ مسمِّی شده است آن فِیض اول، موجب براِی فِیض دوم و ثالث و رابع شده است و هلّم جرّاً. آن فِیض اول که موجب شد تمام اشِیاء از آن کنز مکنون و کنز مخفِی، به مرحلۀ ظهور و بروز برسند و همه در مرحلۀ نزول به آخرِین حدّ کمالِی نزولِی تنازل پِیدا کنند، وجود پِیغمبر اکرم است.
معناِی واسطۀ فِیض بودن حضرت پِیغمبر صلِی الله علِیه واله وسلم
بنابراِین وقتِی که محِی الدِین مِیفرماِیند: «علِی اوّل التعِیّنات المفاضة من العماء الربانِی»، ِیعنِی اولِین واسطۀ تجلِّی حق، در مظاهر مختلف، وجود پِیغمبر اکرم