گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٢٤ - توسّل ملاصدرا به ائمه علِیهم السّلام براِی درِیافت حکمت
نور اِیمان من متوجه شدم» و تأِیِید الله المنّان أنّ قِیاسهم عقِیم «تمام قِیاسات و نتاِیج آنها همه، عقِیم است و محصولِی ندارد» چون گرفتار همِین نقلِ قول و إن قلتها مِیباشد و صراطهم غِیر مستقِیم «اِینها در صراط ائمه نرفتند.»
توسّل ملاصدرا به ائمه علِیهم السّلام براِی درِیافت حکمت
فألقِینا زمام أمرنا إلِیه «ما زمام کارمان را به خداوند متعال سپردِیم» و إلِی رسول الله [رسوله] النذِیر المنذر، فکلّ ما بلغنا منه «هر چه که از آنها به ما رسِید» آمنا به وصدّقناه «تصدِیق کردِیم» ولم نحتل أن نخِیّل له وجها عقلِیًا و مسلکًا بحثِیًا «دِیگر نِیامدِیم براِی او ِیک وجه عقلِی و ِیک مسلک بحثِی بتراشِیم» بل اقتدِینا بهداه «ما به هداِیت او مقتدِی مِیشدِیم» و انتهِینا بنهِیه «و به نهِی او، ما خودمان را باز داشتِیم. » إمتثالا لقوله تعالِی: (مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا)[١] حتِی فتح الله علِی قلبنا ما فتح «تا اِینکه خداوند، اِینهاِیِی که به شما گفتِیم به ما داد تمام اِین علوم را خداوند به واسطۀ هداِیت از ائمه به ما داد» و اِین حکمت از توسل به ائمه و استمساک به ولاِیت ائمه براِی ما پِیدا شد. فأفلح ببرکة متابعته وأنجح «به فلاح و رستگارِی رسِید.»
واقعِیت را دارد مِیگوِید، حضرت طبق رواِیات، مبدأ و معاد را چطور توصِیف کرده است؟ او مِیگوِید ما هم با برهان اِین جورِی مسائل را بِیان مِیکنِیم. نه اِین که حالا چون با فکرش نمِیسازد، پس بِیاِید توجِیه کند.
تأوِیلِی نکردِیم که؛ ما لا ِیرضِی صاحبُهُ، باشد. اگر ِیک جاِیِی عقلمان نرسِید همانجا اِیستادِیم و گفتِیم او درست مِیگوِید و اگر ِیک جاِیِی ما به برهان نرسِیدِیم، آنجا نِیامدِیم توجِیه کنِیم که اصل کلام را برگردانِیم و خلاف آنچه را که منظور متکلّم است بِیان کنِیم. فابدأ ِیا حبِیبِی، قبل قراءة هذا الکتاب «باِید ابتداء کنِی» بتزکِیة
[١]ـ سوره الحشر (٥٩) قسمتِی از آِیه ٧.