گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٧١ - مراتب اعطاء حکم، توسط خداوند
حقِیقت تعِیّنِی اشِیاء، تبدِیل به ِیک حقِیقتِ بسِیط و فانِی در آن حقِیقت بسِیط علِی الاطلاق بشود آنجائِی که ما فوق آن، دِیگر معنا ندارد.
اِین مطلب با بِیان مرحوم آخوند راجع به حکمت سازگار نِیست. البته مرحوم آخوند اهل مراقبه و اهل مکاشفه بوده و حالاتِی براِیش پِیدا شده است. لذا شما در کلمات مرحوم آخوند ِیک حالتِی را مشاهد مِیکنِید که مِیخواهد جنبۀ فلسفِی را به جنبۀ اشراقِی و جنبۀ ذوقِی بزند و جنبۀ فلسفِی را در آن حلّ کند و البته اِینها راههاِی متفاوتِی به سوِی ِیک حقِیقت هستند اما به اِین کِیفِیّت براِی انسان، مقامِی که مدّ نظر است حاصل نمِیکند، مگر اِینکه انسان قدم در راه بگذارد و مراقبه و مجاهده داشته باشد.“
مراتب اعطاء حکم، توسط خداوند
لذا همانطور که ذکر شد افراد در اِین مسأله متفاوت هستند. در قرآن کرِیم مِیفرماِید: (وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا)[١] در اِینجا به جهت اطلاق حکم، معلوم نِیست کدام مرتبۀ آن اعطاء شده است؟ چرا که حکم داراِی مراتبِی است؛ چطور اِینکه صلوح داراِی مراتبِی هست، مقام جمعِی دارِیم، مقام جمع الجمعِی دارِیم. مقام وحدت در کثرت دارِیم و مقام کثرت در وحدت دارِیم. تمام اِینها مراتب در حکم است که کلٌّ بحسبه اعطا مِیشود.
حکمِی که خداوند مِیفرماِید در اِینجا عبارت از حضور عِینِی اشِیاء، در نفس است. وقتِی شخصِی خدمت حضرت ِیحِیِی مِیآمد و حرفِی مِیزد، حضرت مِیگفتند: دروغ مِیگوِیِی! اِینجا بدان معنا نِیست که خدا فِیلمِی را به او نشان مِیدهد، بلکه خودش را در آن حادثهاِی که اِین شخص نقل مِیکند احساس مِیکند اِین معناِی حکم است. منتهِی اِین مسأله، بستگِی به سعۀ شخص دارد. اگر حکم به نحو کلِی باشد همه مراتب وجود را در بر مِیگِیرد. امّا وقتِی حکم مربوط به عالم ماده است ِیا حکم مربوط
[١]ـ سوره مرِیم (١٩) ذِیل آِیه ١٢.