گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٤٣ - علت جواز طواف نسبت به قبور ائمه علِیه السلام
کلمات هم رعاِیت ادب اِین بود که ائمه، خود را در مقابل ظهور حق، پاِیِین مِیآوردند و در نظر مِیگرفتند. گر چه فِی الواقع ِیک رشحهاِی از رشحات آنها برقرارِی کعبه و مردمِی که به دور کعبه مِیگردند مِیباشد.
مردم باِید به دور ولاِیت امام بگردند.
...عَنِ ابنِ عَبَّاسٍ أنَّ رَسُولَ اللهِ صلِّی الله علِیه و آله و سلّم قَال فَلَو أنَّ امْرَأ صَفَّ بَِینَ الرُّکنِ وَ المَقَامِ فَصَلَِّی و صَامَ ثُمَّ لَقِِیَ اللهَ عَزَّوَجَلَّ و هُوَ لأهلِ بَِیتِ مُحَمَّدٍ صلِّی الله علِیه و آله و سلّم مُبغِضٌ دَخَلَ النَّارَ.[١]
مِیفرماِیند: اگر کسِی بِین صفا و مروه بمِیرد و هر سال حج کند بدون ولاِیت ما، داخل در جهنم مِیشود.
و امام باقر علِیه السّلام مِیفرماِیند: عَن سَدِِیرٍ قَالَ سَمِعتُ أبَا جَعفَرٍ علِیه السّلام وَ هُوَ دَاخِلٌ وَ أنَا خَارِجٌ وَ أخَذَ بِِیَدِِی ثُمَّ استَقبَلَ البَِیتَ فَقَالَ ِیَا سَدِِیرُ إنَّمَا اُمِرَ النَّاسُ أن ِیَأتُوا هَذِهِ الأحجَارَ فَِیَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ ِیَأتُونَا فَِیُعلِمُونَا وَلاِیَتَهُم لَنَا.[٢]
در اِینجا تعبِیر به ِیَأتُوا هَذِهِ الأحجَارَ شده است. گر چه ِیک همچنِین معانِی هست که بدون عَرْض ولاِیت و بدون تمسک به ولاِیت اِین کعبه نتِیجهاِی ندارد. خشک است و حقِیقت ندارد و باطن ندارد. و نفس هم بدون ولاِیت، ترّقِی و رشد و رقاء ندارد. اما از نقطۀ نظر سلسله مراتب تکلِیف و عالم کثرت که عالم تأدب و عالم حفظ هر تعِیّنِی در رتبۀ خودش هست در اِینجا، لسان ائمه نسبت به کعبه، ِیک لسان تشرِیف است. لذا ما هم موظف هستِیم. اِینگونه بگوِیِیم اِیشان مِیفرمودند که به همِین کِیفِیتِی که خود آنها راضِی هستند ما به همِین کِیفِیت تلفظ کنِیم و کعبه را أشرف بدانِیم.
علت جواز طواف نسبت به قبور ائمه علِیه السلام
[١] ـ بحار الأنوار، ج ٢٧، ص ١٧١.
[٢] ـ الکافِی، ج ١، ص ٣٩٢.