گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٨٧ - اخلاص و حمِیّت مرحوم آِیه الله بروجردِی و حکاِیتِی در اِین مورد
خلاصه مدعِی پرچمدارِی رسالت و داعِی اِین قضِیه هستند همۀ آنها باِید کنار بروند، فقط همِین چهارده نفر هستند.
باِید عتبه حرم امام رضا علِیه السّلام را بوسِید و دست از انانِیّت برداشت
آقاِی بروجردِی، نظرشان بر اِین بود که وارد حرم امام رضا علِیه السّلام که مِیشوِید، نبوسِید، نظر اِیشان نمِیتواند براِی ما مورد استناد واقع شود. مِیگوِیند مشابهت دارد مشابهت دارد که داشته باشد. اِیشان چه دلِیلِی بر حرمت دارند. آِیا مشابه با سجده است؟ خِیلِی چِیزها مشابه با سجده است. شما خِیلِی کارها مِیکنِید اما اسمش را مشابهت نمِیگذارِید، حالا به امام رضا علِیه السّلام که رسِید مشابه با سجده شد؟! نخِیر!
”باِید حرم امام رضا علِیه السّلام رفت و باِید عتبه را هم بوسِید و بعد داخل حرم رفت. بنده هر دفعه به حرم مشرف شوم، دفعۀ اولِی که مِیخواهم وارد بشوم عتبه را مِیبوسم و داخل مِیروم، هر کسِی مِیخواهد ببِیند، هر که مِیخواهد نبِیند. در مقابل مقام ولاِیت، اِین انانِیّت است که انسان تواضع ننماِید. اِین خودِیّت است.“
مگر آقاِی بروجردِی براِی ما فقه را آورده و به شم الفقاهه رسِیده است که ما از اِیشان تقلِید کنِیم؟ مگر آقاِی بروجردِی اتصال به مبدأ و غِیب پِیدا کرده است تا کلام او بوِی وحِی را بدهد؟! نخِیر، اِیشان هم فردِی است عادِی، حتِی من نمِیخواهم بعضِی چِیزهاِی دِیگر را بگوِیم در اِینجا، استاد اِیشان آقاِی سِیّد محمّد باقر درچهاِی، اصلاً در ولاِیت تشکِیکاتِی داشت.
اخلاص و حمِیّت مرحوم آِیه الله بروجردِی و حکاِیتِی در اِین مورد
”ِیکِی از علماء اصفهان، خودش براِی ما نقل مِیکرد ـ البته پِیرمردِی بود که ما در حضور اِیشان بودِیم ـ اِیشان مِیگفت که: آقاِی بروجردِی مِیگفتند: آقاِی درچهاِی با ائمه علِیهم السّلام کلنجار مِیرفت. عبارتش اِین بود، حالا ما نمِیدانِیم. نکند که حرفهاِی آقاِی بروجردِی از استادشان ناشِی شده باشد! آقاِی بروجردِی بسِیار مرد پاکِی بود، جداً ِیک موِیش در اِین زمان پِیدا نمِیشود؛ مردِی با اخلاص بود. من مطالبِی را راجع به روز عاشورا در مورد اِیشان نقل کردم. مردِی پاک، با اخلاص، و با حمِیّت دِینِی و با غِیرت دِینِی و