گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٩٨ - استناد صدرالمتألّهِین به آِیات و رواِیاتِی در باب حکمت نظرِی و عملِی
را برگرداند و کسِی که به اِین معنا برسد دِیگر قابل زوال نِیست» اِین ِیک مسأله. مطلب دِیگر اِینکهو من الظاهر المکشوف «آن مسألهاِی که خِیلِی روشن است» أن لِیس فِی الوجود أشرف من ذات المعبود «در وجود، اشرف از ذات معبود» و رسله الهداة الِی اوضح سبله «و رسولان هداِیت او وجود ندارد» و کُلًا من هؤلاء «هر کدام از اِینها را به حکمت توصِیف نموده است» وصفه تعالِی بالحکمة «خداوند هم خودش را و هم اِینها را به حکمت توصِیف نموده است» فقد انجلِی وجه شرفها و مجدها «پس وجه شرف و مجد حکمت روشن شد» که حکمت عبارت است از معرفتِی که به واسطۀ آن معرفت، خِیر کثِیر و بالاترِین مقام از نقطه نظر شرف و مجد به انسان عناِیت مِیشود. حالا ما معناِی حکمت را فهمِیدِیم و غاِیت حکمت براِی ما روشن شد و شرف حکمت بر بقِیه علوم براِی ما آشکار گشت فِیجب إذن انتهاج معالم غورها و نجدها «واجب است که ما به معالم قوم و نجدش حرکت کنِیم» فلنأت علِی إهداء تحف منها «ما تحفِی از اِین حکمت ـ معالم ـ را اهدا مِیکنِیم» و اِیتاء طرف فِیها «و طُرفههاِیِی از اِین معالم حکمت را، ما اعطاء کنِیم» و لنقبل علِی تمهِید أصولها «اقبال باِید کنِیم بر اِینکه ِیک اصولِی را ممهد کنِیم» و قوانِینها و تلخِیص حججها و براهِینها «حجج و براهِینش را روشن کنِیم» بقدر ما ِیتأتِی لنا «هر قدر که قدرت دارِیم» و جمع متفرقات شتِّی «متفرقاتِی که هست همه را جمع کنِیم» و ارادة علِینا من المبدء الأعلِی «اِین اراده، براِی ما از مبدأ اعلا آمده است» فإنّ مفاتِیح الفضل بِیدالله ِیؤتِیه من ِیشاء.«[بدرستِی که کلِیدهاِی فضِیلت، در دست اوست و به هر کسِی که بخواهد مِیدهد.]»