گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٠٩ - علاّمه طباطبائِی رضوان الله علِیه وجود ذهنِی، ِیک نحوۀ وجود است
”اما آنچه که به نظر ما مِیرسِید اِین است که وجود ذهنِی عبارت است از خود وجود و نحوه و کِیفِیت وجود.“
علاّمه طباطبائِی رضوان الله علِیه: وجود ذهنِی، ِیک نحوۀ وجود است
از کسِی شنِیدم که مِیگفت که شنِیده شد از مرحوم علاّمه طباطباِیِی که در آخر عمرشان ـ در کتابهاِیشان من ندِیدم ـ قائل بودند که وجود ذهنِی ِیک نحوۀ از وجود است.
اگر قرار باشد که اِین درست باشد، لابد به ِیک واقعِیّتِی عِینِی که آن واقعِیتِ عِینِی آمده و واقعِیت علمِی را تصحِیح کرده است رسِیدهاند. به طورِی که خود مرحوم صدر المتألهِین مِیگوِید که خِیلِی از مسائل فلسفِی اوّل عِینِی آن به وسِیله مکاشفات براِی من روشن شد، بعد براساس آن، برهان آوردم.
شخصِی از خود مرحوم آقاِی مطهرِی، براِی من نقل کرد که اِیشان به من فرمودند که فرق بِین من و بِین علاّمه اِین است که علاّمه ِیک حقِیقت علمِی را اوّل مکاشفه مِیکرد، سپس آن را به دست من مِیداد و من براِیش برهان مِیآورم. مرحوم علاّمه واقعاً ِیک نابغه و شخص غِیر عادِی بود. و اگر برهان توأم با ِیک حقائق وجدانِیّه باشد ِیک چِیز خِیلِی عالِی در مِیآِید که انسان هم برهان دارد و هم واقعِیتش را مشاهده کند.
مگر شما در برهان، اوّلِیّات و مشاهدات نمِیخواهِید. پس باِید حتماً اولِیات و مشاهدات با چشم باشد؟ با قلب نمِیشود باشد؟ اوّلِیّات و بدِیهِیّات از کجا پِیدا مِیشود؟ با ممارست و لمس عِینِی و لمس وجودِی و مشاهدات، کم کم ِیک قضِیّه براِی انسان به صورت اوّلِیّه در مِیآِید. حالا اگر همِین مطلب؛ با مکاشفات مکرّر و پِیوسته به نحوِی که ازالۀ شک در نحوه و در کِیفِیّت آنها بکند باشد، مثلاً اگر انسان حورالعِین را، واقعاً کراراً مکاشفه کند و واقعِیتش و خصوصِیاتش را ببِیند، ممکن است همِین دِیدنها و مشاهدات، انسان را به ِیک نقطه برساند که ما موجوداتِی هم دارِیم که از نظر مادّه؛ با اِین ماده تفاوت دارند. اِین مطلب را حکِیم، به صورت برهانِی بِیان مِیکند. اگر ما آمدِیم و به اِین نقطه از قضِیه رسِیدِیم که براِی ما ِیک