گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٩ - جلسه سوم هِیچکس از مواهب قرآن و ولاِیت اهل بِیت بِینِیاز نِیست
بسم الله الرّحمن الرّحِیم
ثمَّ لما کانت العلوم متشعِّبة «از آنجاِیِی که علوم گوناگونند و داراِی شعب و اقسام متفاوتِی هستند» و فنون الإدراکات متکثّرة «و اقسام ادراکات، متکثّر هستند» ادراک، ِیک جهت وحدتِی ندارد، ادراکات بسِیار است و اِین همه علومِی که مشاهده مِیشود به خاطر اِین است که اِینها داراِی تکثّر هستند و الإحاطة بجملتها متعذّرة أو متعسّرة «و اِینکه ما به همۀ اِین علوم و ادراکات احاطه پِیدا کنِیم ِیا ممتنع است ِیا اِینکه در نهاِیت إشکال و تعسّر است» و لذلک تشعّبت فِیه الهمم «و براِی همِین جهت که احاطۀ بر همۀ اِینها متعسّر است همّتها متشعّب شده است» (كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ)[١] شما مِیبِینِید که هر کسِی دنبال ِیک علم رفته و هر کسِی به دنبال ِیک نوع از ادراکات حرکت کرده و مختلف شده است گروهِی اِین، گروهِی آن پسندند. کما تفنّنت فِی الصنائع قدم أهل العالم «همانطورِی که در صنعتها قَدم اهل عالم متشعّب شده است و در صناِیع هم مختلف هستند در علوم هم مختلف هستند»، همانطورِی که ِیکِی نجّار مِیشود و از نجّارِی خوشش مِیآِید ِیکِی آهنگر مِیشود و ِیکِی قالِیباف
[١]ـ سوره المؤمنون (٢٣) ذِیل آِیه ٥٣.