گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٨٠ - تعرِیف حکمت عملِی در کتاب « الهداِیة»
بوجود الأشِیاء «عبارت از اِین است که انسان تصدِیق پِیدا کند و به وجود اشِیاء ملتزم بشود» المستلزم لتصورها أِیضًا «که هر تصدِیقِی تصورِی مِیخواهد» و اما العملِیة «امّا حکمت عملِی» حکمت عملِی تعرِیفش چِیست؟ فثمرتها، اِینجا بار دِیگر، علت غائِی را بِیان مِی کند اما تعرِیف خودش را بِیان نکرده است!
تعرِیف حکمت عملِی در کتاب « الهداِیة»
”تعرِیف بهتر آن است که اِیشان در هداِیة الأثِیرِیة فرمودهاند که حکمت عملِی عبارت است از: علم به رفتار انسان و خصوصِیات و کردار و ملکات نِیک و صفات زشت و رذِیله و راه براِی زدودن اِین و جاِیگزِین کردن او. اِین تعرِیف حکمت عملِی است و ثمرهاش «تخلّقوا بأخلاق الله»[١] است اِین عبارت ظاهراً از غزالِی نقل شده ِیا اِینکه بعضِی دِیگر هم فرمودهاند. مرحوم نراقِی در جامع السعادات فرمودهاند[٢] و لکن آنجا سندِی از شِیعه ذکر نکردهاند.“
بنابراِین حکمت عملِی دو صورت دارد ِیک صورت علمِیه دارد و ِیک صورت عِینِیّه دارد. آن چه را که انسان اول باِید بداند که چه کند و بعد آن در او، محقق مِیشود. اِین مطالبِی که مرحوم آخوند در اِینجا نوشتند که صورتِی دارد از آن حالات در نظام هستِی و آن عوارض ذاتِی که براِی وجود و نظام احسن وجود دارد. اِین جنبۀ حکاِیِی دارد مثل اِینکه کتاب اسفار الآن حکاِیت مِیکند از آنچه که در اِین نظام وجود دارد. آِیا شما با خواندن اِین کتاب، به حقِیقت او، از نقطه نظر ذهنِی مِیرسِید ِیا نمِیرسِید؟ بله مِیرسِید ولِی از نقطه نظر عِینِی فرق مِیکند. مگر اِینکه کار دِیگرِی نِیز انجام بدهِید که آن حکمت عملِی مِیشود، ِیعنِی شما وقتِی که اِین را مِیخوانِید مِیفهمِید که اِین عوالم، وجود دارد، عقل فعال وجود دارد، وجود بسِیط،
[١]ـ بحارالأنوار، ج ٨٥، ص ١٢٩؛ شرح الأسماء الحسنِی، ج ٢، ص ٤١، به نقل از رسول خدا آورده است؛ الحکمة المتعالِیة فى الاسفار العقلِیة الأربعة، ج ٢، ص ٢١.
[٢]ـ جامع السادات، ج ٣، ص ١٤٥.