گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٨١ - تعرِیف حکمت عملِی در کتاب « الهداِیة»
وجود دارد، قاعدۀ علِیّت را مِیفهمِید وقتِی همه اِین مطالب را به دست آوردِیم اِین حکمت نظرِی مِیشود. حالا باِید بروِیم اِین حکمت نظرِی را در وجود خودمان محقق کنِیم. حکمت عملِی مِیآِید و مِیگوِید براِی رسِیدن به اِین مطالب در وجود خود، لازمهاش اِین است که اعمالِی انجام شود که انسان به شهود برسد. حقِیقت و واقعِیت اِین که گفتِیم اِین سفر ذهنِی، مطابق با سفر نفسِی است، براِی رسِیدن به همان حکمت شهودِی و حکمت وجدانِی که عبارت از عرفان است مِیباشد. باِید ملکات بد را از خود دفع کنِیم و ملکات حسنه را جاِیگزِین بنماِیِیم. آن زمان است که براِی ما به واسطۀ ملکات حسنه، اِین حقاِیقِی که در اِینجا نوشته شده عِینِی مِیشود. تا به حال ذهنِی بود حالا عِینِی مِیشود.
مراتبِی در اِینجا وجود دارد ِیکِی اِینکه اولاً ما باِید بِیائِیم اِین حکمت نظرِی را به وسِیلۀ برهان و تصدِیق بخوانِیم. زمانِی که کاملاً اِین مطلب بِیان شود آن وقت است که مِیفهمِیم در اِین عالم چه خبر است. آِیا مطلب در اِینجا تمام مِیشود؟ نخِیر. اِین فقط ِیک مرحله است. بعد از آن باِید سراغ حکمت عملِی رفته و راه رسِیدن به اِین مطالب را ِیاد بگِیرِیم که به او حکمت عملِی مِیگوِیند. کتب اخلاق، معراج السعادة، جامع السعادة، إحِیاء العلوم، بحرالمعارف و امثال ذلک، تمام اِینها متصدِی حکمت عملِی هستند. حالا اگر خواندِیم مسأله تمام مِیشود؟ خِیر باِید به آنها عمل کنِیم در اِین صورت مقدمه مِیشود براِی اِینکه ما به باطن اِینها برسِیم، ِیعنِی اخلاق سِیّئه متبّدل مِیشود به اخلاق حسنه، تبدّل به اخلاق حسنه، ِیعنِی تخلّق به اخلاق الله. تخلق به اخلاق الله، ِیعنِی انکشاف حقِیقت وجود براِی انسان. و اِین انکشاف ِیعنِی عرفان. پس حکمت عملِی مقدمۀ براِی عرفان واقع مِیشود. ممکن است اِین مطالب را بفهمِید، لکن نسبت به حکمت عملِی، ِیک قدم هم بر ندارِید. اما در حقِیقت مِیدانِید که عالم ماده، عالم برزخ، ملکوت دارِیم، عقل دارِیم، سلسلۀ علل دارِیم. همه اِینها را مِیدانِید. مثل اِینکه ِیک نصرانِی بِیاِید فلسفه اسفار