گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٥٥ - توضِیحِی پِیرامون قِید علِی حسب الطاقة البشرِیة در تعرِیف حکمت
خارجِی، ِیعنِی هر چه که از اجناس و انواع و فصولها بکِیفِیتها علِی الطاقة البشرِیة، در عالم، علِی ما هو علِیه وجود دارد هر شخصِی نمِیتواند به آن برسد. نه اِینکه در ذهن امکان ندارد، بلکه علِی ما هِی علِیها، در ذهن نقش ببندد به عنوان صور علمِّیه. اِین؛ التّشبّه بالإله مِیشود. چون همِین صور علمِیّه در وجود پروردگار به عنوان صور عِینِّیه مُنتَقش است. البته منتقش غلط است چون آنجا، بعِینها و بتعِیّنها و بصُوَرها العِینِیّة، علم حضورِی دارند. اِین، مثل آن است که إشراف جنبۀ وجودِی و نشأتِی اِین اشِیاء که به وجود پروردگار هست بر همِین وزان در ِیک حکِیم به صور علمِیّه وجود دارد. اِین تشبّه بالإله مِیشود.
همانطور که گفتِیم بِین حکِیم و حکمت فرق است. در حکمت، هِیچ اشتباهِی نِیست و عِین حقِیقت است. پس اِین همه اشتباهاتِی که ما در حکماء مِیبِینِیم به حکمت مربوط نِیست، ِیعنِی اشکال از ترتِیب مقدمّات است. در مقدمّات موصلۀ به نتِیجه، اِینها دچار اشتباه شدهاند آنها باِید از اوّلِیات و بدِیهِیّات استفاده مِیکردند که نکردند. چه بسا ممکن است تخمِین و حدس در اِین براهِین تداخل پِیدا کرده باشد و چه بسا ممکن است خطابِیّات و شعر و امثالها در اِین جنبه، تداخل و تسرِّی پِیدا کرده باشد. اگر چنِین باشد بنابراِین نتِیجه؛ تابع أخس مقدمتِین است و آن نتِیجه، به راهِی دِیگر مِیرود. اِین مربوط به حکِیم است و به حکمت، ربطِی ندارد. ممکن است حکِیمِ دِیگرِی بِیاِید و با همِین حکمت، به نتِیجه دِیگرِی برسد. لذا اِین، به حکمت ربطِی ندارد. پس علت خواندن درس حکمت در چِیست؟
توضِیحِی پِیرامون قِید علِی حسب الطاقة البشرِیة در تعرِیف حکمت
مِیگوِیِیم ما در اِینجا خودمان را به آن حقِیقت و واقعِیّت نزدِیک مِیکنِیم. همانطور که مرحوم حاجِی مِیفرماِیند:
|
مفهومه من أعرف الاشِیاء |
و کنهه فِی غاِیة الخفاء[١] |
[١]ـ شرح منظومه، حاجِی سبزوارِی، ج ٢ ، ص ٥٩.