گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٨٠ - علماِی سابق با ِیک کتاب اصولِی به اندازۀ معالم فتوِی مِیدادند
و عجِیبِی که در اقسام استصحاباتِ قسم اول و دوم و سوم مِیشود و بعداً، مسائل را به طور کلِّی ببرند در طبِیعت و طبِیعت مهمله و طبِیعت غِیر مهمله، اصلاً جاِیِی در شرع و در فقه براِیش نِیست. چون منظور از اصول، مقدّمه بودن براِی استنباط در فقه است.
علماِی سابق با ِیک کتاب اصولِی به اندازۀ معالم فتوِی مِیدادند
ما مِیبِینِیم که همِین علماء در سابق با ِیک اصول به اندازۀ معالم و ِیا مانند اصول سِید مرتضِی ِیا مانند اصول مرحوم محقّق حلِّی، اِینها با همِینها فتوِی مِیدادند. شِیخ طوسِی هم، چنِین اصولِی نداشته که فقط مباحث الفاظش ِیک مطارح الانظار بشود ِیا مباحث عقلِیّاتش، به اندازۀ رسائل بشود آن وقت اِین همه دلِیل راجع به بابِ انسداد و اِین همه مسائل و تنبِیهات و استصحاب و امثال ذلک بِیاورند. اصلاً به طور کلِّی اِینگونه پرداختنِ به اِین مطالب، مثل مرحوم کمپانِی و رفتن اِیشان در مباحث عقلِی و مباحث اصولِی را به مباحث عقلِی کشاندن، به طورِی که اصلاً ِیک عرفِی در اصولِیون اِیجاد شده که با خارج کاملاً بِیگانه است.
اصلاً به طور کلِی، همِین استصحابِی که الآن اصولِیِّین مِیگوِیند با اِین استصحابِی که در عرف و در زمان ما است دو تا شده است. برائت و اشتغالِی که الآن هست با آنچه که در عرف است دو تا شده است، عرف از استصحاب ِیک چِیزِی مِیفهمد و اصولِیّون ِیک چِیز دِیگر مِیفهمند. ما برائت را به گونهاِی مِیفهمِیم که آنها چِیز دِیگر مِیفهمند، اجراِی اصول علمِیّه با آن تحقِیقات و تدقِیقاتِی که شده آِیا در عرف هم همِین است؟ اگر ما نگاه کنِیم به اصول علمِیّه، آِیا اِینها همان اصولِی است که عرف هم همِین را انجام مِیدهد؟! واقعاً همِین را انجام مِیدهد؟! شما الآن در ِیک بِیابانِی هستِید و در اِین بِیابان ِیک جاِیِی نشستهاِید و احتمال مِیدهِید که قبل از شما ِیک کلاغِی آمده اِینجا و ِیک فضلهاِی انداخته، فضلهاش نجس باشد ِیا ِیک حِیوانِی رد شده و احتمال مِیدهِید ِیا نمِیدهِید اِینجا مجرا، مجراِی چِیست؟ مجراِی حِلّ است دِیگر، مجراِی حِلّ و برائت و طهارت و