گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢١١ - معاد جسمانِی با همِین بدن مادِی
شاِید اِیشان از همِین راهها آمده، وقتِی که خصوصِیّات ماده و امثال آن را دِیده به اِین قضِیه رسِیده است که باِید مادۀ آن با اِین ماده، فرق داشته باشد.
من مطلب را بالاتر از اِین مِیبرم؛ ممکن است ِیک وقتِی شخصِی به حقِیقت وجود رسِیده و بفهمد که با همِین بدن مادِی مِیشود در آن دنِیا حشر پِیدا کند. آن ارتباط بِین وجود و بِین ماده که خدمتتان عرض کردم که در عِین ماده، مجرد است و در عِین مجرد، ماده است. اگر ما به آن مسأله برسِیم، مِیرسِیم به اِینکه معاد جسمانِی را با همِین بدن و با همِین کِیفِیت مِیتوانِیم اثبات کنِیم. چطور اِینکه مرحوم آقا معاد جسمانِی را در جلد ششم با همِین بدن اثبات کردهاند و از نظر نقلِی هم کلماتِی که از ائمه علِیهم السّلام آمده تأِیِید مِیکند. مثل اِینکه در رواِیات آمده است که، اِین همان دستِی است که فلان است، اِین همان دستِی است که در جنگ احد فلان کرده، اِین همان دستِی است که به عمرو، شمشِیر زد و در روز قِیامت هم، همِین دست محشور مِیشود. اگر اِین دست با آن دستِی که در روز قِیامت هست تفاوت پِیدا مِیکند، پس اِین، آن، نِیست و فرق مِیکند. در اِین زمِینه حکماء هم توجِیهاتِی دارند که ”حقِیقة الشِیء بصورته لا بمادته“ و دِیگر در اِینجا ما نِیازِی به اِین توجِیهات ندارِیم ما اصلاً بحث را روِی اصل قضِیه مِیبرِیم ِیا اِینکه مِیگوئِیم: چگونه تنافِی بِین ماده و مجرد وجود دارد؟ وقتِی که آن عالَم مجرد هست، ابدان هم باِید مجرد باشند نباِید مادِی باشند، هِیچگونه تنافِی در آنجا وجود ندارد. چطور اِینکه همۀ عرفا هر حرفِی که زدهاند به مرتبۀ واقعِی خودش رسِیده است، آنها هم داراِی مراتب مختلفِی هستند. مگر همۀ فقهاِیِی که فتوا مِیدهند مطابق با واقع است؟ اگر باشد چند فرع از ضرورِیات است و الا اگر در اغلب مسائل نگاه کنِید ِیکِی مِیگوِید احوط، ِیکِی مِیگوِید واجب، آن ِیکِی مِیگوِید مستحب، شما عُروه را نگاه کنِید چند فرع پِیدا مِیشود که حداقل ِیکِی، دو مورد در آن اختلاف نداشته باشند. آن مِیگوِید واجب است آن مِیگوِید احوط. ما که احوط و واجب ندارِیم.