گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٠٨
افق وحِی: نقد نظرِیّه دکتر عبدالکرِیم سروش دربارۀ وحِی
اِین کتاب که مشتمل بر ِیک مقدمه و چهار فصل و ِیک خاتمه است، به انگِیزه پاسخ و نقد نظرِیّات و شبهات دکتر عبدالکرِیم سروش پِیرامون وحِی و رسالت، تدوِین شده است که با ذکر وهمِیّاتِی ناصواب و لاطائلاتِی بِیبنِیان پنجه در پنجه شاهِین آسمان رسالت و ولاِیت درافکنده و پاِی در جاِی پاِی پِیامبران و رسل نهاده و از مقام و منزلت قرآن و رسل دممِیزند، و آن دو را در ترازوِی وهم و خِیال خوِیش به سنجش در آورده است و سخن از صحِیح و سقِیم و صدق و کذب آِیات بِیّنات مِیراند، و برخِی را مُنزّل من عند الله و بعضِی را ساخته و پرداخته خِیال و وهم بشرِی مِیشمارد.
از آنجا که پاسخ برخِی از بزرگان و فضلاء در مقام رد و پاسخگوئِی به اِین شبهات چهبسا خود داراِی نقاطِی شبهه برانگِیز و حتِّی خارج از حِیطه مورد بحث مِینمود و باعث تقرِیر و تثبِیت نظرِیّات إلحادِی صاحب مقاله مِیشد، مؤلف محترم تأمّلِی هم در اِین پاسخها نمودهاند.
فصل اول اِین کتاب در توحِید افعالِی است، و در نهاِیت به اثبات مِیرسد که چون انبِیاء و اولِیاء الهِی در توحِید افعالِی به غاِیت رسِیدهاند، فعل و ارادۀ اِیشان در طول فعل و ارادۀ الهِی است و توحِید افعالِی در افعال و امور پِیامبران و اولِیاء الهِی ظهور مِیِیابد، و با اِین حساب دِیگر خطائِی در فعل و قول و احوال و افکار اِیشان راه ندارد و هرگز متأثر از محِیط پِیرامونِی و زمان حِیات مادِّی خوِیش نمِیباشند و احوال و اطوار مختلف در اِیشان تأثِیر نمِیگذارند.
فصل دوّم اِین کتاب که در آن به بررسِی حقِیقت علم و ادراک پرداخته و نگاه و تحلِیل عرفاء بالله را در علم انبِیاء و اولِیاء کُمّل الهِی علِیهم السّلام تبِیِین مِیکند، خواننده را به اِین نتِیجه مِیرساند که اولِیاء الهِی چون فانِی در اسم علِیم پروردگار مِیشوند و به بقاء حضرت حق باقِی مِیگردند لذا حقِیقت علمِی اِیشان هِیچ حدّ و مرزِی نمِیشناسد، و رؤِیت وقاِیع و مطالب گذشته و حال و آِینده براِی اِیشان به علم حضورِی است، و در علم حضورِی نِیز خطا و ضلالت و گمراهِی راه ندارد.
فصل سوّم اِین کتاب که در تحلِیل حقِیقت وحِی و الهام است خواننده را با حقِیقت وحِی آشنا مِیسازد که وحِی عبارت است از وصول به مرتبه تقدِیر و مشِیّت الهِی و القاء مطالب و معانِی از آن افق بلند بر نفس آدمِی، و در نهاِیت با توسعه در معنِی وحِی که مستفاد از مصادِیق مورد استفاده آن در موارد مختلفه از آِیات و رواِیات مِیباشد، اِین نتِیجه براِی خواننده حاصل مِیگردد که وحِی و الهام اختصاص به ِیک عدّه خاص از برگزِیدگان خداِی متعال ندارد، لِیکن بِین وحِی به پِیامبران الهِی با ساِیرِین فرق است.