گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٥٠ - فعل متأثّر از صفت و صفت متأثّر از اراده و اراده متأثر از ذات است
اِینگونه باشد طبق سلسلۀ علِیّت، آِیا ذات، علت براِی اراده مِیشود و اراده، علت براِی آن صفات است؟ و ِیا صفات علت براِی ارادهاند ِیا اِینکه آن صفات جنبه معدِّی براِی اراده دارند و اراده هم، علت براِی فعل است؟
اراده هم خودش صفت است چون نفس که فقط صفتِ اراده ندارد صفات دِیگر هم دارد، شهوت دارد. غضب دارد، رحمت دارد، عطوفت دارد، فکر دارد، عقل دارد، اِینها معدِّ اراده هستند، ِیعنِی جنبه اعدادِی دارند و به نحو موافق بالطبع و ملاِیم با طبع خودشان اراده را سوق مِیدهند، ِیعنِی آن شهوات ِیک تاثِیرِی در ذات مِیگذارند و به واسطه ذات، اراده هم بر طبق آن ملاِیمات نفسانِی تغِیِیر پِیدا مِیکند، ِیعنِی ما اگر ذات را در اِین مرحله بدانِیم و اراده را معلول براِی ذات بدانِیم در اِینجا ِیک سرِی اوصاف دِیگرِی هم وجود دارند که مستقِیما در اراده تاثِیر نمِیگذارند بلکه در ذات تاثِیر مِیگذارند و ذات هم در اراده تاثِیر مِیگذارد. آن وقت اِین اراده موافق مِیشود با اِین اوصافِی که در کنار و عرض او وجود دارد، ِیعنِی وقتِی که ِیک ذات شهوانِی است دِیگر ارادۀ به مسأله روحانِی در او پِیدا نمِیشود. وقتِی که ِیک ذات روحانِی است، مِیل به مسائل شهوانِی در او پِیدا نمِیشود و وقتِی که ِیک ذات، تعقلِی است مِیل به مسائل احساسِی در او هِیچوقت پِیدا نمِیشود و وقتِی که ِیک ذات، منغمر در مسائل رِیاسات و مادِیات و عالم دنِیاست، توجه به مسائل عالم ملکوت و معنا در او، پِیدا نمِیشود.
اِین اوصاف، براِی توجِیه و سوق دادن اراده و مشِیّت به نحو مطلوب خودشان علل معدّه هستند مثل اِینکه فرض کنِید مولاِیِی ِیک عبد و چند فرزند دارد، هم اِین عبد قدرت و ارادهاش دست مولاست و هم آن فرزندان قدرت و ارادهشان دست پدرشان است. وقتِی که اِین مولا مِیخواهد به عبدش امر کند اِین کار را انجام بده، اِین بچهها مِیآِیند و مِیل پدر را به سمت خودشان برمِیگردانند. اِین بچهها نمِیتوانند در اراده، تأثِیر بگذارند و به عبد بگوِیند برو اِین کار را انجام