گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٥٨ - عارف به واسطه تعِیّن پِیدا کردن به عِینِیّت اشِیاء تشبّه به إله حقِیقِی مِیِیابد
بالاتر از أحدِیت است، فناِی در أحدِیّت، مقام اسم است هنوز بِین اسم و ذات، فرق و فاصله است.
بِیان فناء سالک در فعل و صفت و اسم
تقسِیمِی که کردهاند اِین است: مقام فعل، مقام صفت، مقام ذات و مقام انِیّت که با مقام ذات تفاوت دارد. اوّل فعل زِید فانِی مِیشود. ما فعلاً بر طرِیق قوم مِیگوِیِیم که آسانتر است. و الا تا ذات، فانِی نشود فناِی در فعل و فناِی در صفت و فناِی در اسم پِیدا نمِیشود، ِیعنِی اول در باطن تصرف مِیشود آنگاه در ظاهر پِیدا مِیشود. به خلاف آنچه که تا به حال گفته شده است و ما طبق کلام قوم مِیگوئِیم.
در مرحلۀ اول، سالک فناِی در فعل پِیدا مِیکند، ِیعنِی سالک ادراک مِیکند بر اِینکه ِیک فعل بِیشتر بر عالم هستِی حاکم نِیست.
درمرحلۀ دوّم، سالک فناِی در صفت پِیدا مِیکند، ِیعنِی ادراک پِیدا مِیکند که تمام اوصاف که اِین فعل، معلول براِی اوصاف هست آن اوصاف همه وصف واحد هستند، ِیعنِی علم، واحد است، قدرت واحد است. ِیک نفر، سِیصد کِیلو برمِیدارد آن شخص، با آن کسِی که دو کِیلو برمِیدارد، همۀ اِینها ِیک فعل است که انجام مِیشود همه ِیک قدرت است، منتهِی اِین قدرت دو ظهور دارد. مثل کفۀ ترازو که داراِی دو کفّه است. گاهِی اوقات اِین کفّه سنگِین مِیشود و گاهِی اوقات آن کفّه، شما نمِیتوانِید بگوِیِید در اِینجا دو ترازو وجود دارد. اِین، توحِید صفاتِی ِیا فناء صفاتِی مِیشود.
عارف به واسطه تعِیّن پِیدا کردن به عِینِیّت اشِیاء تشبّه به إله حقِیقِی مِیِیابد
در مرحله سوم، سالک فناِی در اسم پِیدا مِیکند. اِین مرحله بسِیار دقِیق است، ِیعنِی نفوسِی که مشخصات وجودِی هر کسِی را نشان مِیدهند. اِین مرحله، مرحله اسم است که ما براِی اِین وجود، اسم گذاشتِیم و آن اسم عبارت است از ظهور به نحو اطلاق که از او صفت به وجود مِیآِید و از آن صفت فعل به وجود مِیآِید. او همه ظهورات را ِیکِی مِیبِیند. ولِی هنوز مرحلۀ ذات، باقِی مانده است و آن جنبۀ ربطِی بِین حقّ و خلق است و آن جنبۀ ربطِی، ظهورش در اِین است که شما زِید و عمرو و بکر و خالد را مِیبِینِید. و آن مقام أخفِی است. اِین مقامِی است که کسِی نمِیرسد، و الاّ در مرحلۀ اسم