گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٣٥ - توهِین ِیکِی از اساتِید لمعه، به شهِید اول، و گرفته شدن علمِ او توسط ِیک دروِیش
ِیعنِی اِین تعدد صور، موجب تعدد ذِی الصورة نشده است. صُور متعدد است، ذِیالصّورة، واحد است. مقدمه، متعدد شده است اما ذِی المقدمه واحد است. نکته در اِینجاست. اِینجاست که توحِید محض است و انسان به حقِیقت توحِید مِیرسد.
بِیان جلوهگرِی حضرت حق و مرآت بودن مخلوقات
آِینههاِی متعدد است که ِیک نور در آنها جلوه کرده است و هر آِینه مِیگوِید من آن خورشِید را نشان مِیدهم، و راست هم مِیگوِید دارد نشان مِیدهد و دروغ نمِیگوِید. حال فرق در اِین است که آِینه دارد اقرار مِیکند و مِیگوِید من فقط آِینهام. ولِی ما اِین وسط مِیگوئِیم: ما اصلاً خود خورشِیدِیم. آِینه مِیگوِید من آلتم و فقط واسطه هستم و من هِیچ چِیزِی نِیستم. ولِی ما مِیگوئِیم، نه! اِین خورشِیدِی که در ما طلوع کرده واقعاً طلوع کرده و خود ما هستِیم.
اِین علمِی که الآن ما دارِیم واقعاً دارِیم و نمِیتوانِیم بگوئِیم که ندارِیم، اِین استعدادِی که دارِیم، واقعاً دارِیم و اِین حافظهاِی که دارِیم، واقعاً دارِیم، اِین مرتکزات ذهنِی و قوه و قدرت و شجاعت و جرأت و جُربزه و غِیره را هم دارِیم، کم و زِیاد دارد ولِی بالأخره همه دارِیم، نمِیتوانِیم بگوئِیم ندارِیم ولِی صحبت در اِین است که ما اِینها را مستقل مِیدانِیم. اگر ِیک خرده عقل داشته باشِیم، کفاِیت مِیکند و اگر ِیک مقدار فقط عقل داشته باشِیم، مِیفهمِیم ما فقط آِینه و مرآت هستِیم. اگر علمِی دارِیم، او عناِیت کرده است. دلِیلش اِین است که فردا از ما مِیگِیرد.
توهِین ِیکِی از اساتِید لمعه، به شهِید اول، و گرفته شدن علمِ او توسط ِیک دروِیش
مرحوم آقاِی انصارِی از شخصِی حکاِیت مِیکردند و مِیفرمودند که:
آن شخص در مسجد مروِی طهران ِیا ِیکِی از مدارس دِیگر درس لمعه مِیداده است. ِیک روز، سر درس مِینشِیند و نسبت به شهِید شروع به اعتراض مِیکند، که شهِید، اِینجا را نفهمِیده است، اِین حرفها چِیست، مسأله همِین است که ما مِیگوئِیم. ظاهراً اهانتِی به مرحوم شهِید مِیکند. ـظاهراً شهِید اول بوده ـ انسان کلام بزرگان را بخواهد رد کند نباِید که اهانت کند، باِید بگوِید مثلاً اِین مطلب به نظر ما اِینطور مِیرسد. اِینها بزرگانند، اِینها مقدسند، نفس آنها مقدس است، موقعِیت آنها مقدس است، به قول شاعر: