گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٥ - نِیاز به استاد در تشخِیص صحت مکاشفه
در بحث وجود ذهنِی، در بحث عِینِیّت و اختلاف اسماء و صفات با ذات و در بحثهاِی متفاوته مِیبِینِید همۀ اِینها؛ به جهت ترتِیب مقدّمات است. فرض کنِید در همِین وجود ذهنِی، چند قول دِیدهاِید؟ ِیکِی مِیگوِید کِیف نفسانِی است، ِیکِی مِیگوِید عَرَض است، ِیکِی مِیگوِید صورت است و ِیکِی مِیگوِید وجود است. البته نظر ما اِین است که وجود ذهنِی، وجود جوهرِی مِیباشد که آن وجود، خودش زائِیدۀ همان وجود علِِّی ـ که نفس است ـ مِیباشد و در اِین قالب و در اِین صورت، تعِیّن پِیدا کرده است.
ادراک واقع به وسِیلۀ مکاشفات رحمانِی توسط کسِی که به طهارت رسِیده
امّا در مورد مکاشفات اگر فقط صرفاً جنبۀ رحمانِی آن باشد، ما مِیتوانِیم واقع را ادراک کنِیم. البته در ادراک واقع، اگر شخص خودش داراِی ملاک باشد دِیگر نِیاز به دلالت دلِیل و هداِیت هادِی ندارد و خودش مهتدِی و هادِی است و براِی او حجت است که اِین قضِیّه، براِی دِیگران نِیاز به اثبات دارد، ِیعنِی ما ِیک واسطۀ در اثبات مِیخواهِیم که اِین مسأله را براِی ما روشن کند. لذا گفتهاند که مکاشفه، براِی کسِی نمِیتواند دلِیل باشد مگر اِینکه آن شخص به مقام طهارتِ در همان رتبه رسِیده باشد.
نِیاز به استاد در تشخِیص صحت مکاشفه
در بسِیارِی از مواردِ مکاشفات مِیبِینِیم که جنبۀ رحمانِی و شِیطانِی آنها مخلوط شده است، ِیعنِی به خاطر ِیک مسائل و خطوراتِی که در ذهن دارد مکاشفهاِی را مِیبِیند و آن وقت با ِیک سرِی ظرائفِی ترکِیب مِیشوند که هنوز آن ظرائف، در نفس وجود دارد و باعث مِیشوند در مرتبۀ نتِیجهگِیرِی خودشان را نشان بدهند. آن شخص نگاه مِیکند و مِیبِیند که آن مطالب همه صحِیح است بنابراِین؛ اِین را بر اساس آن، حمل بر صدق و صحت مِیکند در حالِی که غافل است از اِینکه در نفس او، چه مِیگذرد. اِین مطلب است که نِیاز مُبرم انسان را به استاد کامل نشان مِیدهد. به خاطر اِینکه چه بسا انسان، در خودش واقعاً ِیک احساس نورانِیّت و انبساطِی داشته باشد ولِی چون از زواِیاِی دل و نفس آنطورِی