گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٢ - تنها علمِی که با نفس و ارتقاء نفس کار دارد، علم فلسفۀ محضه و عقلِیّه محضه است
مِیشوند. اِین نوع آدمها کارشان اِین است که مانع بشوند و با شبهاتِی که ِیضحک به الثکلِی است نگذارند کسِی به هدف و علمِی برسد.
بنابراِین اگر حکمت و عرفان به درد نمِیخورد و خود ملاّصدرا آمده و گفته است که ما بارمان را به درگاه ائمه انداختِیم، پس چرا خودش اسفار را نوشته است؟ اگر اسفار را نوشته به خاطر دفع دخل مقدّر ِیا از باب دفع اشکال، پس اِینکه مِیگوِید بالاترِین علم، علوم عقلِیّۀ محضهاِی است که آن هم علم به خداست چه مِیشود؟ اِینها با هم تناقض دارند. بلکه باِید مِیگفت: به اِین حرفهاِیِی که من مِیزنم اعتقاد پِیدا نکنِید، اِینها همه بِیهوده است، اِینها را فقط گفتم از باب اِینکه اگر با معاندِین روبرو مِیشوِید بتوانِید جواب بدهِید و دِیگر نمِیگفت که بالاترِین علم و دقِیقترِین علم و عالِیترِین علم، علوم عقلِیۀ محضهاِی است که هِیچ جنبۀ توجّه به خلقِی در آنها نِیست.
حتِی اگر به علم فقه هم بنگرِید مِیبِینِید که علم فقه جنبۀ فعلِی و جوارحِی دارد. ِیک قسمِی از فقه مربوط به عبادات است که عبارت است از صوم که آن فقط جنبۀ روحِی دارد و جنبۀ روحِی آن بر جنبه ظاهرِی او غلبه دارد. هر علمِی که نگاه کنِید ِیک جهت تعلّقِ به خلقِی در آن هست مانند طبابت که همهاش براِی جوارح انسان است و ِیا منباب مثال علوم هندسه و امثال ذلک که براِی ساختن بنا و آجر و گچ و سِیمان و از اِین نوع مسائل است. تمام اِینها در اِین زمِینه هست.
تنها علمِی که با نفس و ارتقاء نفس کار دارد، علم فلسفۀ محضه و عقلِیّه محضه است
ولِی تنها علمِی که با نفس و با ارتقاء نفس کار دارد فلسفۀ محضه و عقلِیّۀ محضه است که اصلاً با بدن کارِی ندارد. مباحث آن فقط وجود، معرفت وجود، عوارض وجود، صفات وجود، و اِینکه برگشت صفات وجود، به صفات جلالِیّه و جمالِیّۀ حقّ است و برگشت صفات وجود به علم و حِیات و قدرت و شناخت ذات پروردگار به کُنهِهِ است.
اِین علم هِیچ جنبۀ توجّه به خلقِی ندارد فقط جنبۀ ربطِی و جنبۀ ارتباط با بالا در او هست.