گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٤ - به وسِیلۀ فلسفه کشف صفات جمالِیّه و جلالِیّه مِیشود
است و مجاز نِیست. (إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ)[١] اولواالألباب، ِیک حقِیقتند. (أَفَلَا تَعْقِلُونَ)[٢] امر به تعقل، ِیک حقِیقت است. خداوند که نمِیآِید به طور مجاز بگوِید فعلاً (أَفَلَا تَعْقِلُونَ) را بگوِیِیم بعد که دستتان به فقه رسِید براِی شما درستش مِیکنِیم. خداوند که شعر نمِیگوِید، تعقّل در همۀ مطالب (إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ)[٣] تمام اِینها حقِیقت است (لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا)[٤] که از اِین راه، ما به برهان صدِّیقِین مِیرسِیم! برهان نظم، ِیک حقِیقت است که در اِین آِیه بِیان شده است. منتهِی همانطورِی که قرآن براِی همۀ افراد آمده است ما نمِیتوانِیم ِیک دستهاِی را جداِی از دستۀ دِیگر بگِیرِیم و ما نمِیتوانِیم ِیک عده را، مستفِید از قرآن و عدۀ دِیگر را، غنِی از حقاِیق قرآن بدانِیم. لذا در خود آِیات و در خود استدلالها، بر حسب هر مرتبهاِی تفاوت دارد. (لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا) براِی آن پِیرزن برهان است و براِی ِیک حکِیم متألّه و متوغّل در علوم الهِی هم، برهان است و هِیچ فرقِی نمِیکند.
|
از آن چرخه که گرداند زن پِیر |
قِیاس چرخ گردنده از آن گِیر[٥] |
اِین برهان است. (هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ)[٦] ـ که در اِینجا دلالت بر وحدت حقّه حقِیقِیّه و قاعدۀ بسِیط الحقِیقة کل الأشِیاء مِیکند ـ اِین
[١]ـ سوره الزّمر (٣٩) ذِیل آِیه ٩.
[٢]ـ سوره البقرة (٢) ذِیل آِیه ٤٤.
[٣]ـ سوره آل عمران (٣) آِیه ١٩٠.
[٤]ـ سوره الأنبِیاء (٢١) صدر آِیه ٢٢.
[٥]ـ کلِیات حکِیم نظامِی گنجوِی، قسمت خسرو شِیرِین، ص ١٢٣.
[٦]ـ سوره الحدِید (٥٧) آِیه ٣.