گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٨٩ - کسِی که دنبال حق است مبنا را امام علِیه السّلام قرار مِیدهد
اِینطورند؟ خدا پدرش را بِیامرزد. حداقل ِیک جو، غِیرت و حمِیّت و عِرق دِینِی، در او بود. خلاصه آن توسل آقاِی بروجردِی اثر خود را گذاشت. آقا مِیفرمودند: همان شب قضِیّه برگشت. آقاِی بروجردِی آدم با واقعِیّتِی بود دلسوز بود و ....“
هر مطلبِی در جاِی خود محفوظ است، ِیعنِی منظور اِین است که ما وحِی را از آقاِی بروجردِی نباِید بگِیرِیم، اِین است قضِیه!
کسِی که دنبال حق است مبنا را امام علِیه السّلام قرار مِیدهد
ما نمِیتوانِیم احکاممان را از آقاِی بروجردِی بگِیرِیم، نمِیتوانِیم احکاممان را از علاّمۀ حلِّی و شِیخ طوسِی بگِیرِیم. احکام را فقط باِید از امام علِیه السّلام گرفت چون امام به مقام عصمت رسِیده است، عصمت در فکر، عصمت در عمل و عصمت در سرّ. فقط باِید احکام را از اِینها بگِیرِیم والسّلام، تمام شد. مرحوم آقا دنبال اِین قضِیه بودند و اِین مسأله را مِیخواهند ثابت کنند که غِیر از معصوم هر کسِی باشد کلام او با رفتن او از بِین مِیرود، چون ما مکلّفِیم که از حقِ مطلق، تبعِیت کنِیم. حق به نحو اطلاق، نه اِینکه قاطِی داشته باشد. فقط حق مطلق! حالا خودمان را چقدر وفق بدهِیم؛ حرف دِیگرِی است. ما نمِیتوانِیم خودمان را با حقِ مطلق وفق بدهِیم. لذا أمِیرالمؤمنِین علِیه السّلام فرمودهاند:لکن أعِینونِی بورع و اجتهاد،[١] شما نمِیتوانِید ولِی اقلاً بفهمِیم. حالا چقدر خودمان را با حق وفق بدهِیم، هر مقدار که رسِیدِیم. ولِی نه اِینکه ما مبنا را، کلام آقاِی بروجردِی قرار بدهِیم، اِین غلط است.
”کسِی که دنبال حق است، مبنا را امام علِیه السّلام قرار مِیدهد نه آقاِی بروجردِی و نه بالاتر از آقاِی بروجردِی.“
اِینکه اِیشان مِیگوِید: عتبۀ حضرت رضا علِیه السّلام را نبوسِید چون شبِیه به سجده است. ما اِین را قبول نمِیکنِیم، با کمالِ احترام، اِین حرف براِی خودشان. اما
[١]ـ نهج البلاغة (عبده)، ج ٣، ص ٧٠.