گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٥٠ - تعرِیفِی اجمالِی از حکمت نظرِی و حکمت عملِی
چه افرادِی بوده، آِیا در حال تقِیّه بوده ِیا نبوده است؟ خصوصِیات فردِیّۀ مورد را، در نظر مِیگِیرد و ِیا اِینکه رواِیت را از اصل، کنار مِیگذارد. خِیال نکنِید اگر ما رواِیتِی را کنار گذاشتِیم مرتدّ شدِیم. الآن رواِیات را به صِرف اِینکه اشکالِی براِیش پِیدا مِیکنند کنار مِیگذارند و هِیچ باکِی هم ندارند. اِین از ِیک طرف و از طرف دِیگر اِینکه رواِیت صحِیح، چون با قواعد نمِیسازد کنار گذاشته مِیشود. البته منظور قواعدِی است که از خودِ ائمه است و بر اساس اِین ملاکات، صحت و سقم سخنان براِی ما روشن مِیشود و مِیدانِیم مطالب در چه زمِینهاِی بِیان شدهاند.
تعرِیف فلسفه توسط ملاصدرا در کتاب « الهداِیة» بهتر از تعرِیف فلسفه در کتاب اسفار است
پس فلسفه عبارت است از تنظِیمِ نظمِ نظام عالم هستِی، عَلِی ما هو علِیه بالبرهان، ِیعنِی با برهان و مطالب ِیقِینِی که تنظِیم اِین نظم، تحقق پِیدا کند. لذا اگر به وسِیلۀ ظن و اعتبار ِیا با تقلِید از پدران و افراد دِیگر پِی به مسألهاِی ببرِیم اِین را فلسفه و حکمت نمِیگوِیند. اگر با تقلِید از مجتهدِی که قائل به نجاست و ارتداد شخص وحدت وجودِی است، به اِین مسأله پاِیبند شوِیم اِین را حکمت نمِیگوِیند. حتِی اگر درست هم گفته باشد التزام به اِینها را حکمت نمِیگوِیند. حکمت عبارت است از تنظِیم نظم عالم وجود، علِی ما هو علِیه و عَلَِی حَسَب الطاقة البشرِیة. اِین مطلب را خود مرحوم آخوند در شرح هداِیة الأثِیرِیّة اشاره مِیکنند. و غِیر از اِین تعرِیف، تعرِیفِی است که در اِینجا دارند و آن تعرِیف بهتر است چون در اِین تعرِیف، اشاره به غاِیت فلسفه شده هر چند در ضمن، به خصوصِیّات حدودِی و رسومِی فلسفه هم اشاره نمودهاند و در آنجا غاِیت، در نظر گرفته نشده و بعد آورده شده است.
تعرِیفِی اجمالِی از حکمت نظرِی و حکمت عملِی
در آنجا مِیفرماِیند «صناعة»؛ صناعت، عمل و علم و فنّ است که به واسطۀ آن، به حقِیقت هر موجودِی، کما هو علِیه اطلاع پِیدا مِیکند علِی حسب الطاقة البشرِیّة، و در آنجا تصرِیح مِیکنند بر اِینکه حکمت بر دو قسم است: ِیکِی حکمت نظرِی و دِیگرِی حکمت عملِی. و در باب حکمت نظرِی انسان به حقِیقت اشِیاء؛