گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٥٧ - توضِیحِی پِیرامون قِید علِی حسب الطاقة البشرِیة در تعرِیف حکمت
وقتِی مقام پروردگار مقام اطلاق است و حدّ ندارد، پس افاضات وجودِی پروردگار هم در آنجا لاِیتناهِی است. وقتِی لاِیتناهِی شد خود پِیغمبر هم، تا به حال نرسِیده و نخواهد رسِید. چه برسد به بقِیّۀ مردم، ِیعنِی دائماً ظرف پِیغمبر دارد از افاضات وجودِی پروردگار پر مِیشود. هر چه را تا قِیامت و بعد از قِیامت مِیبِیند و هر چه بگذرد الِی ما لا ِیتناهِی، افاضات وجودِی پروردگار، حدّ ِیقفِی ندارد. اِین، علِی حسب الطاقة البشرِیة مِیشود، ِیعنِی هر کسِی بر اساس ظروف وجودِی خود و از نقطۀ نظر سِیر عرضِی و بر حسب وُسعش از همان حقِیقت مِیگِیرد. مثلاً ِیک ظرفِ حلوا هست که ِیک کودک، به اندازه ِیک قاشق مِیخورد. و شما به اندازۀ ِیک بشقاب، نه اِینکه کودک حلوا نخورده باشد. هم کودک و هم شما حلوا خوردهاِید. اما اِینکه معرفت پِیدا کند به حقِیقت ِیک شِیء «علِی حسب الطاقة البشرِیة»، اِین معنا ندارد. ِیا انسان به علِی ما هِی علِیه، مِیرسد ِیا نمِیرسد. ِیا بالأخره حلوا را مِیخورد ِیا نمِیخورد. نمِیشود گفت که هم خورده هم نخورده است، اِین معنا ندارد.
اِین، علِی ما هِی علِیه که در اِینجا آمده است. و اضطراباتِی که در عبارت است خلطِ بِین حکمت شهودِی و حکمت نظرِی است. تشبّه به إله به اِین معنا درست است ولِی ِیک تشبّه به اله دارِیم که تشبّه حقِیقِی است که عبارت است از اِینکه انسان به واسطۀ شهود، خودِ آن عِین خارجِی مِیشود، ِیعنِی به واسطۀ عمل و تزکِیه همان زِید و همان عمرو و همان بکر مِیشود، ِیعنِی در زِید مِیرود و زِید را در خودش حلّ مِیکند. اگر بگوِیند زِید کجاست؟ مِیگوِید همِین جاست. مِیگوِید زِید من هستم. لذا در خود تصرف مِیکند و او نزدِیک مِیشود، ِیعنِی در وجود خود اراده مِیکند و او، در آن طرف کرۀ زمِین سردرد مِیگِیرد. نه اِینکه برود سراغش با آجر بر سرش بزند، نه! نِیاز ندارد.
مقام عماء همان مقام فناست. اِین را، همه مِیتوانند برسند. البته فناء ذاتِی