گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٧ - رسِیدن به گنجهاِی حقِیقت و معرفت نِیازمند مجاهدات نفسِی و عقلِی است
«تمام اوضاع را حفظ کرده» و طبق قوانِین جلو آمده است. شعار ندادِیم و داخل احساسات نشدِیم بلکه طبق قانون و وضع علمِی اِینها را ِیکِیِیکِی بِیان کردِیم. رامزًا مشبعًا فِی مقام الرمز و الإشباع «در مقام رمز و اشباع، در مقامِی که باِید با رمز حرف بزنِیم با رمز صحبت کردِیم»، در آنجاِیِی که باِید مسأله را خلاصه خِیلِی به طور برهانِی و عقلِی و با وضوح بگوِیِیم اِینطور گفتِیم، خلاصه براِی هر کسِی که هر چه مِیخواهد، در اِینجا جمع کردِیم. قرِیبًا من الافهام فِی نهاِیة علُوّه «قرِیب به فهمهاست و در نهاِیت عُلوّش، نزدِیک به فهم است» رفِیعًا عالِیًا فِی المقام مع غاِیة دنوه «با غاِیتِی که ما، اِین مطالب را ذکر کردِیم، در عِین حال، خِیلِی رفِیع و خِیلِی عالِیاست» إذ قد اندمجت فِیه العلوم التألهِیّة فِی الحکمة البحثِیّة «در حکمت بحثِیّه در او مندمج شده است و توفر علوم در او به وجود آمده است» و تدرَّعت فِیه الحقائق الکشفِیّة بالبِیانات التعلِیمِیّة «حقاِیق کشفِیّه با بِیانات علمِیّه، محکم و استوار شده و زِره به خود گرفته است» و تسربلتِ الأسرار الربانِیّة بالعبارات المأنوسة للطباع «و اسرار ربانِیه لباس پوشِیده است با عباراتِی که مأنوس با طباع است و با عباراتِی خِیلِی روشن و موافق با طبع است» و مانند بعضِی از صوفِیه به ِیک عباراتِی خِیلِی عجِیب و غرِیب که انسان وحشت مِیکند، ما اِین عبارات را بکار نبردِیم. و استعملت المعانِی الغامضة فِی الفاظ القرِیبة من الأسماع «استعمال شدۀ معانِی غامضه در الفاظ قرِیبه که گوشها با آنها آشناست» فالبراهِین تتبختر اتضاحًا «براهِین داراِی ِیک وضوح خِیلِی مستحسن هستند» و شبه الجاهلِین للحق «و شبههاِی جاهلِین به حق» تتضاءل افتضاحًا «از نظر اتضال خِیلِی پست و پاِیِین است» اُنظر بعِین عقلک إلِی معانِیه «شما به معانِیش نگاه کنِید» هل تنظر فِیه من قصور «قصورِی را مِیبِینِی» ثم ارجع البصر کرتِین «دوباره نگاه کن» إلِی ألفاظه هل ترِی فِیه من فطور «آِیا سستِی در