گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٥ - رسِیدن به گنجهاِی حقِیقت و معرفت نِیازمند مجاهدات نفسِی و عقلِی است
فبلغ الکتاب أجله «کتاب به اجلش رسِید» وأراد الله تقدِیمه «خداوند اراده کرد در دسترس واقع شود» و قد کان أجّله «و براِی اِین، زمانِی قرار داده بود» فأظهره فِی الوقت الذِی قدره «و آن را ظاهر کرد در وقتِی که خودش تقدِیر کرده بود» و أبرزه علِی من له ِیسره «و اِین را آشکار کرد هر کسِی را که براِیش مِیّسر کرد» فرأِیت إخراجه من القوة إلِی الفعل والتکمِیل و إبرازه من الخفاء إلِی الوجود و التحصِیل «دِیدم اِینکه از قوه به فعل و تکمِیل خارجش کنم و از خفاء به وجود تحصِیل، ابراز کنم» فاعملت فِیه فکرِی «من فکرم را به کار انداختم» و جمعت علِی ضم شوارده أمرِی «بر ضم شوارد و آن مسائل مختلفه او، امر خودم را جمع کردم»، و سألت الله تعالِی أن ِیشدَّ ازرِی «نِیروِی مرا زِیاد کند، قوّۀ مرا زِیاد کند» و ِیحط بکرمه وزرِی «به کرمش وزِر مرا آسان گرداند» و ِیشرح لإتمامه صدرِی «سِینه مرا باز کند» فنهضت عزِیمتِی «عزم خودم را برانگِیختم» بعد ما کانت قاعدة «بعد از اِینکه زمِینگِیر شده بود» و هبّت، همّتِی «همّت من تهِیِیب شد» غب ما کانت راکدة «بعد از اِینکه راکد بود» واهتزَّ الخامد من نشاطِی «آن نشاط من که به رکود و خاموشِی گرائِیده شده بود، اهتراز پِیدا کرد» و تموّج الجامد من انبساطِی «آن انبساط من که جامد و خشک شده بود به حرکت افتاد» و قلت لنفسِی هذا أوان الاهتمام و الشروع «حالا وقتش است که اهتمام داشته باشم و شروع کنم» و ذکر اصول ِیستنبط منها الفروع «و ِیک اصولِی از حکمت را بِیاورم تا اِینکه فروع از آن، مستنبط بشود» و تحلِیة الأسماع بجواهر المعانِی الفائقة و إبراز الحق فِی صورته المعجبة الرائقة «و گوشها را به گوهرهاِی معانِی فائقه زِینت ببخشم و ابراز حق در صورت معجبۀ رائقه و در ِیک شکل خِیلِی عجِیب کنم» حق را به همه نشان بدهم، و آنچه را که دِیگران گفتند، من مطلب را به صورت دِیگرِی بِیان کنم. فصنفّت کتابًا إلهِیًا للسالکِین المشتغلِین