ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٢ - بحث سوم - محاسن كلام در باره رد العجز على الصدر است
شاهد در مورد دو كلمه مثانى است كه اوّلى به معناى آيات قرآن و دوّمى به معناى شعر آمده است.
١٠- مانند دو شماره قبل، با اين تفاوت كه در اشتقاق متّفق، ولى در صورت مختلف باشند مانند شعر بخترى:
|
ففعلك ان سئلت لنا مطيع |
و قولك ان سئلت لنا مطاع [١] |
|
شاهد در مطيع و مطاع است كه در ريشه با هم مشترك ولى در صورت با هم مختلفند.
١١- مانند شمارههاى اخير، ولى در اشتقاق شبيه هم و در صورت با هم مختلفند مانند شعر حريرى:
|
و مضطلع بتخليص المعاني |
و مطّلع الى تخليص عانى [٢] |
|
١٢- دو كلمه مشتق در اول و آخر مصرع دوّم واقع شده باشند مانند گفته حماسى:
|
و ان لم يكن الا معرج ساعة |
قليلا فانّى نافع لى قليلها [٣] |
|
١٣- در ريشه اشتقاق مشترك و در صورت مختلف باشند و در اوّل و آخر مصرع دوّم بيايند، مانند شعر ابى تمام:
|
ثوى بالّثرى من كان يحيى به الورى |
و يغمر صرف الدّهر نائله الغمر [٤] |
|
غير از انواع ياد شده اقسام ديگرى نيز وجود دارد ولى آنچه ذكر كرديم كفايت مىكند.
[١] اگر در باره كار تو سؤال شود كار تو به فرمان ماست و گفتارت را فرمان مىبريم اگر بخواهى.
[٢] بعضى (از اهل بصره) به بيان معانى با عبارت كوتاه توانايند و بعضى بر رهايى زندانيان اشراف و قدرت دارند.
[٣] و اگر نباشد جز ديدار اندكى، همان ديدار كم براى من سودمند است.
[٤] در خاك نهفته شد كسى كه به حيات او ديگران زندگى مىكردند، و هر كس كه از حوادث روزگار به او پناه مىآورد نيازش را بر مىآورد.