ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٩٦ - شرح < ٤١٦٤ - ٤٠٩٧ >
و مىدانيم قوّه تعقّلى كه از اسارت هواى نفس خارج باشد بر تشخيص حق از شبهات نيرومند خواهد بود.
امام (ع) رابطه عبرت و تقوا را با اين جمله كه: «من صحّت اين حقيقت را بر عهده مىگيرم و درستى آن را ضمانت مىكنم» تأكيد مىكند و كلمه «رهن» را به عنوان استعاره براى اين ضمانت به كار برده است چنان كه در قول خداى تعالى به همين معنى به كار رفته است كه: كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ.
چه بسا حقيقت تقوا بر انسان پوشيده باشد، بدين لحاظ تعريفى از تقوا آورده و مىگوييم: تقوا بر حسب عرف شرعى به ترس از خداوند تعالى بستگى دارد. بدين توضيح كه شخص متّقى از آنچه سبب دورى از خدا و توجّه به دنيا و زينتهاى آن مىشود پرهيز مىكند و از روى قصد از خدا روى برنمىگرداند، و چنان كه دانسته شده، ترك و دورى از دنيا زهد حقيقى است و تقوا وسيله آن است، بنا بر اين تقوا برترين قدرت براى نزديكى به خدا و بزرگترين مانع بىتوجّهى به خداست، تقوا به معناى ترس از خدا در اوّل سوره نساء آمده است: يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ^: «اى مردم از خدا بترسيد»، و به همين معنى در اول سوره حجّ و شعرا نيز آمده است: إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لا تَتَّقُونَ: وقتى كه برادر آنها «نوح» به آنها گفت آيا از خدا نمىترسيد؟، و همچنين در سخن هود و صالح و لوط و شعيب به مردمشان همين معنى منظور شده، و در سوره عنكبوت از قول ابراهيم تقوا به همين معنى آمده است: وَ إِبْراهِيمَ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ» [١]، «اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ» [٢]، الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ [٣]، در ديگر آيات قرآن نيز تقوا به همين معنى آمده است، هر چند بعضى از مفسّران گاهى تقوا را به معناى
[١] سوره عنكبوت (٢٩): آيه (١٦): ابراهيم به قوم خود گفت خدا را بندگى كنيد و از او بترسيد.
[٢] سوره آل عمران (٣): آيه (١٠٢): از خدا آن چنان كه شايسته اوست بترسيد.
[٣] سوره بقره (٢): آيه (١٩٧): توشه برگيريد بهترين توشه ترس از خداست.